مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٦ - نحوه زندگی زن در مدت عدّه و فلسفه آن
در آیه پیش که فرمود:«لا تُخْرِجوهُنَّ مِنْ بُیوتِهِنَّ» گفتیم خود این کلمه اشعار دارد که زن در مدت عده که مرد متعهد و عهدهدار سکنا و نفقه و همه چیز اوست [باید مانند گذشته زندگی کند.] وقتی قرآن میفرماید: اینها را از خانه خودشان بیرون نکنید، مقصود این است که این خانه مال اوست؛ همانطور که قبل از طلاق در این خانه بوده است، به همان وضع و به همان حال باقی بماند؛ و در این جهت دو نکته مورد نظر است. یکی اینکه مرد نگوید ما حداقل وظیفه را انجام میدهیم؛ ما مدت حدود سه ماهی که این زن باید اینجا باشد وظیفه داریم جایی به او بدهیم، میرویم در گوشهای از همین منزل یک اتاقی به او میدهیم میگوییم همینجا باش، بعد هم یک غذای بخور و نمیری به او میدهیم، لباس هم به قدر احتیاج به او میدهیم، مثل یک آدم بیگانه. قرآن میگوید: در مدت عده در همان حد که قبلًا زندگی میکرده است زندگی کند. این از یک جهت احترامی است به آن زن که تحقیر نشود.
یک جنبه دیگر قضیه این است که اساساً این عده و سکنای در زمان عده در همان جای اوّلی، برای این است که وسیلهای باشد برای آشتی، چون گفتیم طلاق «ابْغَضُ الْحَلال» است، قرآن میخواهد حتیالامکان مفارقت حاصل نشود، و یکی از امکاناتی که اسلام برای بازگشت به وجود میآورد، همین وضع سکونت زن در مدت عده در خانه است. و عجیب این است که با اینکه زن در مدتی که مطلّقه است همسر نیست، گو اینکه بعضی از احکام زوجیت باقی است، ولی مخصوصاً در روایات دارد (در تفسیر المیزان مخصوصاً این حدیث را نقل کرده است) که زن میتواند در این مدت خودش را بیاراید؛ برای اینکه بار دیگر در دل این مرد نفوذ پیدا کند و قضیه به حالت اول بازگردد. این یگانه جایی است که به زن درحالیکه رسماً همسر نیست اجازه خودنمایی و خودآرایی نسبت به مرد نیمهبیگانه داده شده است.
حال با اینکه این مطلب به اشاره از کلمه «لا تُخْرِجوهُنَّ مِنْ بُیوتِهِنَّ» فهمیده میشد، ولی قرآن به واسطه کمال اهمیتی که میدهد تصریح میکند:«أسْکنوهُنَّ مِنْ حَیثُ سَکنْتُمْ» آنها را همانجا سکنا بدهید که در زمان زوجیت داده بودید، نه اینکه تحقیرشان کنید، یک جای پایینتر و پستتر به آنها بدهید. در حدود وُجد و وجدانتان (وجدان یعنی دریافت) یعنی در حدود قدرت و تمکنتان به آنها جا