مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٣ - کلمه « حواری »
نفر، یک نفر بعد مرتد و کافر شد و خیانت کرد. مسیحیها که معتقد به مصلوبشدن مسیح هستند (البته مسأله قتل مسیح علیه السلام از نظر قرآن حرف مجعولی است: وَ ما قَتَلوهُ وَ ما صَلَبوهُ وَ لکنْ شُبِّهَ لَهُمْ [١]) میگویند یهودای اسخریوطی در مقابل پولی که گرفت سرّ مسیح را آشکار کرد و از این جهت گناهکار شد و بعد پشیمان شد و چون فوقالعاده پشیمان شد خودکشی کرد. ولی از قرآن کریم، ما چنین مطلبی را استنباط نمیکنیم که یکی از آنها اینچنین باشد. البته نمیخواهم بگویم تعبیر قرآن بهگونهای است که اگر ما دلیل قاطعی از روایات خودمان یا دلیل قاطع تاریخی داشته باشیم استثناپذیر نباشد. تعبیر قرآن کلی است و کلی قابل استثناست. غرض این است که در قرآن چنین مطلبی نیامده است و من هم الآن روی این قضیه مطالعه خیلی دقیقی ندارم.
کلمه « حواری »
هنوز ریشه اصلی کلمه «حواری» برای من به دست نیامده است. غالباً در کتب اسلامی و تفاسیر، این کلمه را به این شکل معنا کردهاند که اصلًا یک کلمه عربی است و از ماده «حَوَرَ» است. یک معنای ماده «حور» حرکت و تردد است و یک معنای دیگر آن سفیدی است و بعضی به همین دلیل گفتهاند که حواریین، «قصّار» یعنی رختشوی بودهاند. در کتب تفسیر ما این مطلب زیاد آمده است که اینها رختشوی بودهاند چون لباسها را تمیز و سفید میکردند و از این جهت به اینها «حواری» گفته شده است. ولی به احتمال زیاد این کلمه اصلًا عربی نباشد و ریشه عبری یا سریانی داشته باشد، مخصوصاً اگر عبری باشد ممکن است یک وجه مشترکی با عربی داشته باشد. ولی خیلی بعید است که کلمه «حواری» عربی باشد، [زیرا] کلمه «حواری» به ظاهر- یعنی در مقایسه با لغات عربی- به شکل جمع است، ولی در تعبیرات قرآن و حتی در تعبیرات حضرت رسول صلی الله علیه و آله کلمه حواری مفرد است و «یای» این کلمه یای نسبت است. در بعضی از احادیثی که از حضرت رسول صلی الله علیه و آله نقل شده، چنین آمده است که فلان کس حواری من است؛ معلوم میشود که حواری جمع نیست. جمع حواری را باید بگوییم: حواریها و یا
[١]. نساء/ ١٥٧.