مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٨ - توکل
چگونه خدا گرهها را از کار او باز میکند. این، دو خصلتی بود که عجالتاً در این آیه برای تقوا ذکر شده است. در آیات بعد دو خصلت دیگر خواهد آمد.
توکل
بعد میفرماید: وَ مَنْ یتَوَکلْ عَلَی اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ. تقوا بیشتر جنبه عملی دارد، توکل بیشتر جنبه روحی دارد. هر کسی که به خدا توکل کند، کار خود را به خدا بسپارد، خدا کافی است. ولی کار به خدا سپردن کار سادهای نیست، یک ایمان بسیار راستینی میخواهد که انسان کار خودش را به خدا بسپارد، و اگر انسان کارش را به خدا بسپارد حس میکند که او کافی است و دیگر به هیچ چیزی احتیاج ندارد.«انَّ اللَّهَ بالِغُ أمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکلِّ شَیءٍ قَدْراً» خدا امر و فرمان خودش را میرساند، یعنی آنچه که خداوند امر و اراده کرده است تخلفپذیر نیست. خداست که برای هر چیزی حد و اندازه قرار داده است، اما خود او که حد و اندازه ندارد؛ یعنی هر سببی از سببها کاربرد محدود دارد، چون در تحت قَدَر و اندازه قرار گرفته است، الّا ذات مقدس حقتعالی که کاربرد نامحدود دارد؛ یعنی کار را به کسی میسپاری که مانع در مقابل اراده او معنی ندارد، و به کسی سپردهای که او برای هر چیزی حد و اندازه و کاربرد محدود قرار داده است ولی خودش فوق حد و اندازه و کاربرد محدود است.
پس هر که به خدا توکل کند او کافی است.
در تقوا اینجور گفتیم: هر کسی که تقوای الهی داشته باشد خدا راه بیرون آمدن از مشکلات را برای او فراهم میکند و خدا به او روزی «لا یحْتَسَب» میدهد. در اینجا میگوییم:«وَ مَنْ یتَوَکلْ عَلَی اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ» گویی کار را از هر جهت یکسره میکنیم: هر کسی که به خدا توکل کند [خدا] کافی است، احتیاج به هیچ چیزی ندارد. این است که در آیه دیگر میخوانیم: ا فَوِّضُ امْری الَی اللَّهِ انَّ اللَّهَ بَصیرٌ بِالْعِبادِ [١].
حافظ در همین زمینه شعر خوبی دارد، میگوید:
کار خود گر به خدا باز گذاری حافظ | ای بسا عیش که با بخت خدا داده کنی | |