مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٥ - وضع کیفرها در قیامت
وضع کیفرها در قیامت
حال وارد قیامت میشود. در یک فصل وضع کیفرها را ذکر میکند و در فصل بعد- که مفصّلتر است- وضع پاداشها را ذکر میکند. «یرْسَلُ عَلَیکما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٌ فَلاتَنْتَصِرانِ» بر شما (یعنی بر مجرمین و گناهکاران شما) شعلهها از آتش فرستاده میشود و دودها (نُحاس به معنی مِس است ولی معنی دیگرش دود است) «فَلاتَنْتَصِرانِ» در حالی هستید که در آنجا نصری وجود ندارد (کلمه «نصر» مکرر در آیات هست) یعنی نمیتوانید به فریاد یکدیگر برسید، آنجا تناصر وجود ندارد که این فرد بتواند دیگری را کمک کند او بتواند فرد دیگری را کمک کند، این فرد بخواهد آتش دیگری را خاموش کند او بخواهد آتش فرد دیگری را خاموش کند؛ چنین چیزی وجود ندارد.
«فَاذَا انْشَقَّتِ السَّماءُ فَکانَتْ وَرْدَةً کالدِّهانِ. فَبِای الاءِ رَبِّکما تُکذِّبانِ. فَیوْمَئِذٍ لایسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ انْسٌ وَ لا جانٌ» (این دو سه آیه ردیف یکدیگر است.) آنگاه که آسمان شکافته گردد. ( «اذَا السَّماءُ انْشَقَّتْ» در سوره انشقاق داریم؛ «اذَا السَّماءُ انْفَطَرَتْ» [١] هم داریم؛ تا به آنجاها برسیم و تفسیر این جملهها را بگوییم.) آنگاه که آسمان شکافته شود «فَکانَتْ وَرْدَةً». البته چون اینها مربوط به عالم قیامت است ما نمیتوانیم واقعیت اینها را آنچنان که هست تصور کنیم. قرآن هم اینها را با تشبیهات و تمثیلات بیان کرده. از جمله این است: آسمان شکافته میشود و مانند یک برگ گل میگردد «کالدِّهانِ» (خیال نمیکنم [ترجمه این قرآن] درست باشد؛ میگوید دِهان از ماده «دُهن» گرفته شده، یعنی روغن زیت: مانند روغن زیت. ولی [طبق] تفاسیر، نوعی ادیم قرمز بوده است که در زبان عربی به آن «دِهان» میگفتند).
مقصود این است که آسمان آن وقتی که شکافته میشود نازک و لطیف میگردد مانند برگ گل، و قرمز رنگ میشود مانند آن ادیم احمر. اینها تشبیهات و تمثیلات است.
حال چگونه میشود، خدا عالم است. ما نمیدانیم که آسمان چگونه شکافته میشود؛ چون همه اینها را با یکدیگر باید در نظر گرفت: آسمان شکافته میشود، آسمان از هم میپاشد، کوهها «کالْعِهْنِ الْمَنْفوش» میشود. در سوره «القارعة» میخوانیم که: «الْقارِعَةُ. مَا الْقارِعَةُ. وَ ما ادْریک مَا الْقارِعَةُ. یوْمَ یکونُ النّاسُ کالْفَراشِ
[١]. انفطار/ ١.