مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٥٦ - تهدید کسانی که طمع خام دارند
و به دلیل سنگ بودن اثر پا باقی نمیماند. لذا نُصُب نصب میکردند؛ چیزهایی به عنوان علامت راه نصب میکردند که اینها را نُصُب میگفتند و معمولًا به صورت سنگچین بود. سنگچینهایی در جاهایی نصب میکردند علامتِ اینکه راه از این طرف میرود. وقتی مسافر آن را میدید میفهمید که تا آنجا باید برود. بعد همینجور میرفت و دائم نگران به اطراف خودش [نگاه میکرد] تا باز علامت راه را پیدا کند. یک جا که چشمش به یک سنگچین میافتاد، به سرعت به طرف آن میدوید. این پیدا کردن سنگچین و بعد به سرعت به سوی آن دویدن، مَثَلی بود:
مثل اینکه سنگچین پیدا کرده که چنین به سرعت به آن سو میدود.
میگوید در قیامت مردم به سرعت به سوی آن مقصدی که باید بروند میروند و میدوند مثل آن افرادی که آن سنگچینها را پیدا کردهاند بعد از مدتی که پیدا نکردهاند؛ چشمشان افتاده، چگونه به عجله دارند میدوند؟! یعنی این کسانی که در دنیا به این طمع خام [به سرعت در اطرافت گرد آمدهاند و میخواهند بیجهت از نعیمهای عالم دیگر بهرهمند شوند، در آخرت نیز چنین حالتی پیدا میکنند.] در معنای مُهْطِعین اسراع بود: فَمالِ الَّذینَ کفَروا قِبَلَک مُهْطِعینَ اینها که در دنیا به این سرعت به طرف تو میدوند ولی میخواهند از طمعشان برخوردار بشوند. کأ نّه تو الآن آن علامت راه هستی. همینطور که وقتی علامت راه را میبینند به طرفش میدوند، اینها هم به طرف تو سرعت گرفتهاند. اما حالا که آمدند علامت راه را پیدا کردند بدون اینکه از این علامت به عنوان یک علامت استفاده کنند و بعد راه را بگیرند و بروند، آمدهاند که آیا میشود ما همینجوری و بدون ایمان و عمل به بهشت برویم؟ همینجوری نمیشود. در قیامت هم همینطور میشود. باز به سرعت به سوی آن مقصدها میدوند ولی آن مقصدهایی که آنها را به جایی نمیرساند؛ مقصد بسیار بدی است. خاشِعَةً ابْصارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ. اما آنجا یک تفاوت با اینجا دارد. اینجا چهرههای خیلی شاد و درخشانی دارند و امیدوار هستند ولی در آنجا حقیقت بر آنها مکشوف شده است، آثار شکستگی در وجنات آنها و بالخصوص در چشم آنها پیداست. نگاه ناامیدی یک نگاه دیگری است. انسان وقتی که حالت یأس و ناامیدی به او دست میدهد آثار شکستگی و ناامیدی در همه وجناتش و بالاخص در چشمهایش پیداست. خاشِعَةً ابْصارُهُمْ چشمهایشان خاشع، خاضع و درهم شکسته است. تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ذلت و خواری، آنها را فرا گرفته است یعنی آثار ذلت