مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٠ - نظر هیئت جدید
یا آسمان اول عبارت بود از فلکی که به عقیده هیئت قدیمی- که آن را «هیئت بطلمیوسی» میگویند- ماه در آن فلک و آسمان اختصاصاً قرار داشت و غیر از ماه هیچ چیز دیگری در آنجا قرار نداشت. آسمان دوم محیط به آسمان اول و چسبیده به آن بود (میگفتند مثل لایههای پیاز که به یکدیگر چسبیده است، و بین آسمانی و آسمانی خلئی وجود ندارد و محال است وجود داشته باشد) و در همه این آسمان فقط یک ستاره وجود دارد که عطارد است. آسمان سوم باز محیط بر آسمان دوم و چسبیده به آن است و در تمام آن هم فقط یک ستاره وجود دارد که آن زهره است.
در آسمان چهارم همینطور یک ستاره وجود دارد که خود خورشید است. در آسمان پنجم یک ستاره که آن مریخ است، و در ششم مشتری، و در هفتم زحل، و در آسمان هشتم همه ستارگان ثوابت، و در آسمان نهم هیچ ستارهای وجود ندارد.
آنگاه وقتی میخواستند آیات قرآن را به این هیئت تطبیق کنند میگفتند: اولًا چرا قرآن گفته است هفت آسمان، و حال آنکه هیئت میگوید نُه آسمان؛ و ثانیاً چرا قرآن میگوید ما نزدیکترین آسمانها را به ستارگان مزین کردهایم و حال آنکه نزدیکترین آسمانها فقط ماه در آن هست و باقی آسمانها هم هر کدام یک ستاره، و آن آسمانی که همه ستارگان ثوابت در آن هست آسمان هشتم است نه نزدیکترین آسمانها.
از آن مشکلتر مسأله هفت زمین بود که به هیچ شکلی قابل حل و توجیه نبود چون در آن هیئت، زمین ما یگانه زمین موجود بود، که آن یگانه زمین موجود هم در مرکز عالم قرار داشت و باقی [ستارگان] در دور آن بودند. آن وقت این مسأله خیلی مشکل میشد.
نظر هیئت جدید
هیئت جدید به آسمان به آن معنا که قدما قائل بودند به هیچ شکل قائل نیست، که اساساً آسمانی به آن معنا وجود داشته باشد. به حسب هیئت جدید آنچه وجود دارد فقط خود ماه و خورشید و ستارگان هستند که در فضا معلقاند بدون آنکه در آسمانی نصب شده باشند و آسمانی آنها را در خود قرار داده باشد. ما جز یک عده کرات معلق در فضا چیز دیگری نداریم.
منتها در هیئت جدید یک مسأله دیگر مطرح است: حال که این ستارگانی که ما