مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٤٢ - تعبیر امیرالمؤمنین علیه السلام
امانتی به او سپردهاند. امانت مال کیست؟ مال مردم است و در واقع خود مردم به یک معنا به عنوان یک امانت به تو سپرده شدهاند. پس این امانتی است بر گردن تو که باید آن را رعایت کنی.
اختصاص به یک حاکم و والی و کسی که یک پست دولتی داشته باشد ندارد که آن پست یک امانت است که به او سپرده شده بلکه هرکسی هر پستی ولو پست ملی داشته باشد، چون آن پست بالاخره یک ضرورت اجتماعی است، یک امانت است که باید خوب ادا کند. گاهی مثلًا بعضی از رانندههای تاکسی خیال میکنند که برخی موارد جای این است که دم از مالکیت شخصی بزنند؛ میگوید من اختیار ماشین خودم را دارم؛ نمیخواهم تو را سوار کنم. بله اینکه «تو میتوانی سوار نکنی» در یک جای دیگر است. اگر جنابعالی یک ماشین سواری دارید و آن را برای خودت تهیه کردهای که خودت سوار بشوی، من میآیم به شما میگویم من را سوار کن مفت یا این قدر پول میدهم، میگویی سوار نمیکنم. اختیار مال خودت را داری. اما در جامعهای که به یک سلسله وسائط نقلیه احتیاج دارد، به همین دلیل که اگر یک کسی از پیش خود یک پلاک قرمز به اتومبیل خود بزند و کارش را شروع کند تو خودت دعوا میکنی که ما این پلاک را خریدهایم تو چرا دخالت میکنی؟! به همین دلیل که این پلاک را خریدهای و به دیگران حتی به سواریهای شخصی اعتراض میکنی که شما چرا مسافر سوار میکنید مسافرها مال ماست، پس این یک پُست است که تو اشغال کردهای، تو در مقابل اینکه این کار را به خودت اختصاص دادهای یک پستی را اشغال کردهای و بر تو واجب است سوار بکنی؛ یعنی اگر خالی هستی و مسافر ایستاده چنانچه سوار نکنی یک عمل حرام مرتکب شدهای.
چندی پیش سوار تاکسی بودم و میرفتم؛ تنها بودم و کس دیگر نبود. مسیرم شاه آباد بود. دو نفر رسیدند گفتند مخبرالدوله، سوار نکرد. باز دو نفر دیگر رسیدند گفتند بهارستان، باز سوار نکرد. دفعه دوم من به او اعتراض کردم: مسیر اینها که به مسیر تو میخورد، چرا سوار نمیکنی؟ گفت: دو نفرند؛ من اگر دو نفر را سوار کنم باید پول یک نفر را بگیرم. من باید به تکنفرها که میرسد سوار کنم.
این سوء استفاده و خیانت است. مادام که مقرراتی به نفع مردم وضع شده است تو اگر بخواهی به اصطلاح خودت با استناد به مالکیت شخصی چنین کاری بکنی، در یک امانت خیانت کردهای؛ بیجهت حق نداری کارت را تعطیل کنی، بگویی