مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٩ - مفاد آیات
گفت. بعد پیغمبر اکرم به حکم وحی الهی آگاه شد که سرّ میان این دو نفر بازگو شده است. به او فرمود: چرا رفتی این را به او گفتی؟ او تعجب کرد، گفت: چه کسی به تو گفت که من به او گفتهام؟ فرمود: خدای آگاه به من خبر داد که تو این راز را فاش کردهای.
حال در قرآن ضمن اینکه به اصولی در این قضیه تصریح شده است، خصوصیات به ابهام گذاشته شده است: پیغمبر چیزی را به موجب سوگند بر خود حرام کرد، ولی آن چیز چه بود، بیان نشده. پیغمبر به بعضی از زنهای خودش رازی را گفت و او افشا کرد و به دیگری گفت. آن که راز به او گفته شده بود چه کسی بود که به دیگری گفت؟ (ولی اجمالًا معلوم است که رازی بوده است) و راز چه بود؟ این را هم باز قرآن مشخص نکرده است. آنها دو تن بودند که قرآن به شدت به آنها حمله میکند، یعنی نشان میدهد آنها در وضعی بودند که علیه پیغمبر توطئه میکردند، تظاهر میکردند (تظاهر از ماده ظَهر است؛ یعنی پشت به پشت یکدیگر داده علیه پیغمبر اقدام میکردند). قرآن میگوید: شما یا باید از این راهتان برگردید و توبه کنید، که باید هم توبه کنید که دلهای شما منحرف شده است، و اگر نکنید خدا با قدرت الهی، جبرئیل به قدرت وحی (حتی قدرت اصلی و قدرتهای وسط را هم ذکر میکند)، صالحترین فرد مؤمنین و تمام فرشتگان به حمایت او هستند.
قرآن آنچنان موضوع را مهم گرفته است که معلوم میشود وضع خیلی خطرناک بوده است. در عین اینکه تصریح میکند که اینها دو نفر بودهاند، ولی نمیگوید آن دو زن کدام دو زن بودهاند. آنگاه میگوید: آن زن فاش کرد و بعد پیغمبر به او اطلاع داد که تو فاش کردی، و او حیرتزده شد و گفت: چه کسی به تو خبر داد؟ از کجا فهمیدی؟ فرمود: خدا خبر داد. بعد پیغمبر قسمتی از راز را به آن زن گفت و قسمت دیگر را کتمان کرد؛ یعنی وقتی که به روی او آورد، قسمتی از مطلب را به روی او آورد، قسمت دیگر را کریمانه صرفنظر کرد؛ آن کارهای زشتی که آنها کرده بودند، کارهایی از قبیل توطئه، قسمتی از آن کارها را پیغمبر به روی او آورد و قسمت دیگر را به روی او نیاورد (عَرَّفَ بَعْضَهُ وَ اعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ)، به تعبیر امیرالمؤمنین عمل کریمانه انجام داد. حال آن قسمتی که گفت چه بود و قسمتی که نگفت چه بود، باز قرآن بیان نکرده است.