مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧١٠ - ریشه عناد
در واقع مسجود و معبود تو بوده؛ تو باید خدا را عبادت میکردی ولی در واقع معبود تو همین بوده است)، پهلوها و پشتهای اینها را با همین معبودهایشان داغ میکنند. به او میگویند آن گنجها و جمعآوری شدههای تو، آن ذخیرههایی که تو برای خودت جمع کردی اینهاست؛ حالا ببین چه میشود!
اینجا قرآن آن نیش درست خودش را که باید بعد از سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ بزند [میزند.] از کجا شروع میکند؟ معاندی عنادش با حق و اهل حق به حدی رسیده که نمیتواند تحمل کند؛ به او بگو عجله نکن، قیامت هست. بعد خطاب به پیغمبر:
صبر کن. بعد: وضع قیامت چنین خواهد بود، وضع انسانی که در آنجا گرفتار میشود چنین. بعد آتش جهنم تعقیب میکند، چه کسانی را؟ آن دوریگزینهای از حق و حقیقت، همانها که جمع کردهاند و انباشتهاند و ذخیره کردهاند. معلوم میشود قضیه از همینجا شروع میشود؛ از اینجا شروع میشود که کار به آنجا میرسد. ابوجهل و ابوسفیان آن بتهای حقیقیشان غیر از بتهای ظاهریشان بود. آنها به ظاهر در حمایت از بت عُزّی و بت هُبَل با پیغمبر میجنگیدند ولی همه میدانند، شواهد قرآنی هم خوب حکایت میکند که بت واقعی آنها همان پولهای جمع شدهشان بود که اسلام را خطر برای آن میدانستند. اگر اسلام آمد و این بتها و این سمبلها را از بین برد، به دنبال آن آقای ابوجهل و آن وضع دیگر وجود نخواهد داشت؛ علاوه بر اینکه اسلام این مسائل مربوط به اینها را از همان روز اول طرح کرد نه اینکه اول بتها را طرح کرد و در آخر [این مسائل را؛] از روز اول همینها را هم طرح کرد.
و صلّی اللَّه علی محمّد و اله الطاهرین، باسمک العظیم الاعظم الاعزّ الاجلّ الاکرم یا اللَّه ...
پروردگارا دلهای ما به نور ایمان منوّر بفرما، گوش شنوا به همه ما عنایت بفرما.
خدایا هرگونه غِلّی و غِشّی و عنادی و کبری و کینهای و حسادتی و بالاخره هرنوع عقدهای اگر در روح ما هست خدایا به لطف و عنایت خودت این عنادها، عقدهها و کینهها را از دلهای ما بیرون بفرما، قلبهای ما را از این نظر صاف و آئینهوار قرار بده.
خدایا ما را علاقهمند و عاشق حق و حقیقت قرار بده به طوری که هرگز