مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٩ - احتمالات درباره جزئیات داستان
سیاست حکیمانه رسول اکرم صلیالله علیه وآله
ان تَتُوبَا اِلَی اللهِ عمر اینجا آمد پای همة زنهای پیغمبر را به میان کشید، گفت مقصود عایشه و حفصه است ولی وقتی قصه را نقل کرد پای همة زنهای پیغمبر را به میان کشید یعنی مغالطهای در واقع. و همین طور در قضایای دیگر حال اگر در همان قضیه قلم و قرطاس ، پیغمبر این کار را میکرد و مینوشت، بعد همین حرف مطرح بود، عدهای میگفتند این معتبر است چون پیغمبر گفته، عده میگفتند نه، چون پیغمبر در حالت تب گفته معتبر نیست بعد همه حرفهای دیگر پیغمبر مورد تردید قرار میگرفت، میگفتند برویم ببینیم فلان حرف را که پیغمبر گفته حالش به جا بود گفته یا بجا نبوده!
این بزرگترین سیاست پیغمبراکرم بود، نخواست این باب در میان امت باز شود، بعد هر جمله ای که ازپیغمبر نقل میشدمی گفتندچه می دانیم شایداین راپیغمبردرحالت تب گفته ،در حال هذیان به قول کسی که میخواست این باب را به روی پیغمبر باز کند و این اصل را بشکند و بایدبه او گفت این تویی که داری هذیان میگویی، توآن وقتی هم که تب نداری داری هذیان میگویی، تو بی تب داری هذیان میگویی! هذیان ازساحت پیغمبر به دور است. ولی اگر این باب باز میشد اساس اسلام متزلزل بود.
به طور قطع اگر اسم امیرالمؤمنین در کمال صراحت در قرآن بود، با خود قرآن با صراحت مخالفت میشد و این مصلحت اسلام نبود. مصلحت اسلام این بود که اگر مخالفت میشود به نام مخالفت با قرآن نشود. اگر شما یک پسر نافرمانی دارید و میدانید که او دارد با حرف شما مخالفت میکند، به مادرش میگویید کاری نکن که رویش به من باز شود . همین قدرکه رویش به من بازشد و در مقابل من گفت حرف تو را گوش نمیکنم دیگر کار تمام شده است یعنی این به اصطلاح پرده را نگه میدارید، مصلحت این است که این مقدار درد محفوظ بماند حتی در اینجا وقتی پیغمبر به روی آنها میآورد، قرآن میگوید عَرَّفَ بَعضَهُ وَ اَعرَضَ عَن بَعضٍ قسمتی رابه رو آورد و قسمتی را به رو نیاورد . نمیخواست که پرده به صددر صد پاره شود.
اَن تَتُوبَا اِلَی اللهِ فَقَد صَغَت قُلُوبُکُما اگر توبه کنید، که باید توبه کنید، این دلهای شما منحرف شده (منحرف شدن دل در مقابل پیغمبر یاکفر است یا نفاق) اما اگر علیه او توطئه کنید (دیگر اینجا تهدید خیلی شدید است: دست از