مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٧ - تشبیه عالی مولوی
شویم؛ چنین کسی خودش را فراموش کرده و خودش را گم کرده و نتیجه این است که یک عمر تلاش میکند و خیال میکند برای خودش تلاش کرده، نمیفهمد که برای «ناخود» تلاش کرده است. زمانی خودش را میبیند «وَلَقَدْ جِئْتُمونا فُرادی کما خَلَقْناکمْ اوَّلَ مَرَّةٍ» [١] میبیند دستش خالی خالی است، تمام کارهایی که کرده هیچ چیزش برای این خود واقعیاش نیست.
تشبیه عالی مولوی
مولوی تشبیه بسیار عالیای میکند؛ چنین شخصی را تشبیه میکند به کسی که زمینی دارد و میخواهد آن را بسازد. زحمت میکشد، آجر میبرد، بنّا و عمله میبرد، لوازم میبرد، پول خرج میکند و آنجا را حسابی میسازد. ولی وقتی که میخواهد اسبابکشی کند میفهمد که خانه را روی زمین همسایه ساخته و زمین خودش لخت و عور مانده است. آن ساعتی که میخواهد منتقل شود میبیند آن جایی که کار کرده مربوط به او نیست، مال کس دیگر بوده و زمین خودش بایر باقی مانده است. میگوید:
در زمین دیگران خانه مکن | کار خود کن کار بیگانه مکن | |
کیست بیگانه، تن خاکی تو | کز برای اوست غمناکی تو | |