مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠١ - معرفت، ارزش عمل را بالا می برد
گفت: چه غصهای داری؟ گفت: ای کاش این خدای ما یک الاغِ سواری میداشت، میفرستاد اینجا، ما برایش میچراندیم. فرشته فهمید این، معرفت در کارش نیست.
عمل بیمعرفت ارزشی ندارد (لِیبْلُوَکمْ أَیکمْ أحْسَنُ عَمَلًا). آدمی که خدایی را عبادت میکند که درباره آن خدا فرض میکند که یک الاغ داشته باشد (مثل آنهایی که میگفتند: خداوند هر شبِ جمعه از آسمان برین به آسمان دنیا پایین میآید و از آسمان دنیا روی زمین میآید؛ و بودهاند افرادی که میرفتند روی پشت بامشان یک مقدار جو میریختند که اگر الاغ خدا روی پشتبام آنها آمد بیجو نماند و یک مقدار جو بخورد) چنین آدمی تمام عمر زحمت بکشد و جان بکند، چه ارزشی و چه اثری دارد؟
معرفت، ارزش عمل را بالا می برد
پس یکی از چیزهایی که ارزش عمل را از نظر کیفیت بالا میبرد معرفت است. چرا در باب زیارات اینقدر آمده است که مثلًا «مَن زارَ الْحُسَینَ علیه السلام عارِفاً بِحَقِّهِ ...» هر کسی که امام را زیارت کند به شرط اینکه او را بشناسد چنین و چنان است؟ زیرا اساس شناخت است. اینکه بعضی از اشخاص شبهه میکنند که یک قطره اشک برای امام حسین مگر میتواند اینقدر ارزش داشته باشد، پاسخ این است که گاهی ممکن است انسان آنقدر برای امام حسین بگرید که اگر اشک همه عمر را جمع کنند یک استخر بشود و هیچ ارزشی هم نداشته باشد. ولی یک انسان ممکن است به اندازه یک بال مگس برای امام حسین اشک بریزد که ارزشش از آن استخر اشک دیگری خیلی بیشتر باشد.
بنابراین یکی از چیزهایی که عمل انسان را احسن میکند، یعنی درجه عمل را بالا میبرد و اصوب میکند، صواب [١] عمل را بیشتر میکند، حقانیت عمل را بیشتر میکند معرفت خداوند است، و همان معرفت است که به دنبال خودش هیبت و خشیت و احساس عظمت میآورد. درباره پیغمبر اکرم و ائمه اطهار چقدر زیاد رسیده است که وقتی برای نماز آماده میشدند [منقلب میشدند.] امام مجتبی علیه السلام تا میخواست برای وضو گرفتن آماده شود، رنگ در چهرهاش باقی نمیماند.
[١]
. [چون در حدیث «اصْوَبُ عَمَلًا» آمده است، در اینجا نیز «صواب» درست است نه «ثواب».]