مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٣٢ - درس تحمل محرومیت
بماند. این به منزله سرمایه اوّلی انسان است ولی بعد باید با استفاده از همین سرمایه به شکل دیگر بشود. آن حالت اوّلی این است که یک حساسیت ابتدایی سطحی بدوی غیر منطقی نسبت به خیر و شر یعنی سود و زیان پیدا میکند؛ هر زیانی که به او برسد فوراً جزع و فزع و بیتابی [میکند] بدون آنکه توجه داشته باشد که این زیان یک زیانی است که مقدمه یک سود بیشتر است و بدون چنین زیانی انسان به آن سود عظیمتر نمیرسد.
درس تحمل محرومیت
اولین درسی که به انسان آموختند همین درس بود که متأسفانه انسان خوب تحویل نگرفت و آن این است که رسیدن به سعادت بدون تحمل بعضی از محرومیتها امکانپذیر نیست. اگر انسان فرض کند که هیچ محرومیتی را تحملنکرده به کمال و سعادت میرسد اشتباه عظیم است. مثل کودکی که بخواهد به کمالات عالیه علمی و فنی و عملی برسد، یک دانشمند یا صنعتگر عالیقدر بشود، به یک کمال فوقالعادهای نائل بشود اما به شرط اینکه به اصطلاح نازکنارنجی هم بزرگ بشود، از همان اول بچگی هیچ محرومیتی را تحمل نکند، هرچه که دلش میخواهد فوراً به آن برسد و هرچه که فیالجمله برایش ناراحتکننده است از او دور بشود؛ او اصلًا انسان نمیشود. آیا امکان دارد که کودکی به مقامات علمی برسد ولی با یکچنین نازپروردگی فوقالعاده، هرچه دلش میخواهد فراهم باشد و هرچه دلش ابتدائاً نمیخواهد نباشد؟ امکان ندارد.
گفتیم اولین درسی که به انسان آموختند درس تحمل محرومیت بود. برای بهرهبردن از نعمتهایی وسیعتر باید محرومیتی را تحمل کرد. معنای تقوا همین است؛ خودنگهداری. خودت را از چیزهایی که انسان ابتدائاً فکر میکند برایش خوب است نگهدار تا به آن چیزهای خیلی بالاتر برسی. آن درس ابتدائی همان درس آدم ابوالبشر است. به آدم ابوالبشر میگویند تو اگر میخواهی در جنةالخلد و بهشت جاویدان بمانی از این یک میوه اجتناب کن. حالا من کار ندارم آن میوه چیست و این مَثَل به چه شکل است ولی قدر مسلّم روح قضیه این است: ای آدم! جنةالخلد را در اختیار داشتن و در سعادت جاویدان ماندن، در کنارش یک محرومیتی را هم تحمل کردن است. اگر گفتند آن یکی را اجتناب کن، اذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزوعاً نباش که