مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠ - مراحل خلقت انسان
بله، خدا قدرت دارد، قدرتش هم غیرمتناهی است (انَّ اللَّهَ عَلی کلِّ شَیءٍ قَدیرٌ) اما خدا تنها قادر که نیست، حکیم هم هست. حکمت، خودش اقتضایی دارد. قدرت از آن جهت که قدرت است یعنی عجز و ناتوانی در مقابل [کارها] نیست، اما حکمت است که حسابی را در کار میآورد. خداوند قادر هست، احد هست، حکیم هست، باسط هست، قابض هست، هزاران اسماء و صفات دارد. خلقت، ناشی از ذات مستجمع جمیع صفات کمالیه است نه ناشی از ذات دارای فقط یک صفت که قدرت است.
افرادی که فقط قدرت را میبینند میگویند [آیا] خدا انسان را آفریده؟ [میگوییم بله. میگویند] خدا که قدرت دارد؛ خدا قدرت دارد انسان را از اول از هیچ چیز یکدفعه بیافریند؛ دیگر چه احتیاجی است که خاکی باشد، گلی باشد، لای گندیدهای باشد، گل خشکیدهای باشد، زمانی باشد، مدتها این در تخمیر مانده باشد؟ مگر خدا قادر نیست؟ مگر خدا عاجز و ناتوان است؟ جواب این است: پس بچه هم که میخواهد متولد شود، کسی بگوید مگر خدا ناتوان است؟ این تشریفات دیگر چیست که حتماً ازدواج باشد و مرد و زنی باشند و عمل مباشرتی انجام بگیرد و بعد نه ماه طول بکشد، قدم به قدم جلو بیاید؛ مگر خدا قادر نیست؟ خدا اگر قادر است یکدفعه این کار را انجام بدهد!
یک آدم عوامی که خیال میکرد شخصی دختر دارد رفته بود به خواستگاری دخترش. بعد که عدهای را به خواستگاری فرستاد، او گفت اصلًا من دختر ندارم، فقط یک پسر دارم. او جواب داد حالا همان. گفت پسر که نمیشود! مگر نمیخواهی خدا به تو فرزند بدهد؟ گفت خدا اگر بخواهد فرزند بدهد از پسرش هم میدهد (خنده حضار).
اینها حرف مفت است. قرآن وقتی که ما را متوجه میکند که خداوند انسان را از خاک آفرید، از گل آفرید، از لای گندیده آفرید، از گل خشکیده آفرید، در ذهن ما این نباشد که خدا قدرت دارد، بخواهد بیافریند آناً میآفریند؛ اینها دیگر یعنی چه؟! برای این است که شما اگر بعد در نظامات علمی به این جور مسائل بر بخورید بدانید اینها هم روی حکمت و حساب بوده که خلقت انسان باید این مراحل را طی کند.
پس همین طور که «وَالْارْضَ وَضَعَها لِلْانامِ» زمین را که خدا آفریده است حساب شده بوده است، خلقت انسان هم از خاک و از گل و از این جور چیزها- که این مراحل را باید طی کند- روی حساب است.