مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٨ - سه گونه دشمن برای انسان
با چهره دشمنانه با انسان روبرو میشود خطرش کمتر است از دشمنی که با چهره دشمنانه روبرو نمیشود و حتی با قصد دشمنی هم روبرو نمیشود. از اینجا معلوم میشود که انسان سهگونه دشمن میتواند داشته باشد:
دسته اول دشمنانی هستند که با قصد دشمنی و با چهره دشمنی با انسان روبرو میشوند که دشمنهای آشکار و علنی هستند.
دسته دوم دشمنانی هستند که با قصد دشمنی و با چهره دوستی با انسان روبرو میشوند. مسلّماً خطر دوستان منافق برای انسان از خطر دشمنان صریح بیشتر است.
دسته سوم کسانی هستند که با چهره دوستی میآیند و با قصد دوستی هم میآیند ولی رفتارشان و تقاضاهایشان به گونهای است که از تیرباران کردن یک دشمن، بیشتر و بالاتر است. گاهی مادر انسان ضررش برای انسان از هر دشمنی بیشتر و بالاتر است. مادر با چهره دوستی و با قصد دوستی، با فرزندش رفتاری میکند که دشمن آنگونه رفتار نمیکند.
یک امر کوچک را به عنوان مثال عرض میکنم: در بینالطلوعین پدر میخواهد فرزندش را برای نماز بیدار کند. مادر خطاب به پدر میگوید: آیا دلت میآید بچهات را از این خواب خوش بیدار کنی؟ دلش برای این فرزند میسوزد و میخواهد به او مهربانی کند و او را ناراحت نکند و لذا او را برای نماز بیدار نمیکند.
این مادر دشمنی است که با چهره دوستی و با قصد دوستی سراغ فرزند خود آمده است.
پس معلوم میشود خطر دشمنی که با چهره دوستی و با قصد دوستی میآید و آنچه را که بر ضرر انسان است میخواهد، از خطر کافر و حتی منافق بیشتر است.
لهذا قرآن در این آیه خطر اینجور دشمنها را به انسان گوشزد میکند، دشمنی که با چهره دوستی و با قصد دوستی با انسان مواجه میشود.
در ادامه آیه میفرماید:«وَ إنْ تَعْفوا وَ تَصْفَحوا وَ تَغْفِروا فَإنَّ اللَّهَ غَفورٌ رحیمٌ».
تفاوت دشمنی نوع سوم با دشمنی نوع دوم و نوع اول در این است که دشمنی نوع سوم از آندو خطرناکتر است ولی این تفاوت نیز هست که در اینجا سوء نیت در کار نیست، با حسن نیت دشمنی صورت میگیرد یعنی دشمنی از روی جهالت است.
در صدر اسلام مسلمینی بودند که در مواردی که همسران و فرزندان مانع