مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢٨ - معنی خوف خدا
این مسأله خیلی اوقات مطرح میشود که خوف خدا یعنی چه؟ مگر خدا یک شیء مخوف است که باید از او ترسید؟ خدا را که میگویند یک شیء محبوب است و نه تنها یک شیء محبوب است که این تعبیر کوتاه و قاصر است، او یگانه ذاتی است که شایسته محبوبیت است. مگر خود قرآن نمیفرماید که «بگو به این مردم اگر فرزندانتان، همسرانتان، پدرانتان، برادرانتان، فامیلتان، خانه و مسکنتان، کسب و کارتان، اینها برایتان عزیزتر و محبوبتر از خدا و پیامبر باشد، پس بروید کنار»؟
خدا برای انسان از هر محبوبی باید محبوبتر باشد. پس این چگونه است؟ آیا خدا یک ذات جمیل دوستداشتنی است یا یک ذات قهّار جبّار ترسیدنی؟ کدام یک از ایندو؟ هم از خدا خائف بودن و هم محبّ او بودن و به او امیدوار بودن چگونه است؟
گفتهایم که آنچه به ذات الهی مربوط میشود محبوبیت است و آنچه به انسان مربوط میشود منشأ خوف و خشیت است. از خدا ترسیدن به این معنی که العیاذ باللَّه خدا یک ذات گزافکاری باشد آنطور که انسان از یک آدم جبّار دیکتاتور میترسد که چشمش به آدم بیفتد، یک بهانه بیهوده بگیرد، بعد دستور کتک زدن یا اعدام کردن بدهد، چنین چیزی محال است. از خدا ترسیدن یعنی از عدل الهی ترسیدن؛ از عدالتش، از همین صفت کمالش باید ترسید. مگر عدل ترسیدنی است؟ از عدل هم باید ترسید؟ نه، هر آدم نیکوکاری عاشق عدل است، آدم بدکار از عدالت میترسد.
پس ترسیدن از عدالت به معنی ترسیدن از عمل خود است. اگر ما از عدالت الهی میترسیم، یعنی نگران این هستیم که خلافی مرتکب بشویم که در آن صورت عدل الهی ما را اخذ خواهد کرد (یا مَنْ لا یخافُ الّا عَدْلُهُ وَ لا یرْجی الّا فَضْلُهُ). پس تبشیر و انذار انبیاء که همه تبشیر و انذارها بر اساس عدل الهی و بر اساس فضل الهی است، برای اهل ایمان ایجاد خشیت میکند، به همین دو معنایی که عرض کردم.
«انَّ الَّذینَ یخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَیبِ» آنان که پروردگار خود را به غیب و در غیب خشیت دارند. مقصود این است که خشیت پروردگار خودشان را دارند. کلمه «بِالْغَیبِ» اینجا چه محلی از اعراب دارد؟
کلمه «بِالْغَیبِ» ممکن است صفت «ربّ» باشد؛ یعنی آنان که پروردگارشان را خشیت دارند، آن پروردگاری که غیب است و در غیب است، یعنی پروردگاری که محسوس نیست، با چشم سر نمیشود او را دید ولی با چشم دل و عقل میشود او را شناخت و به او ایمان آورد.