مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٥ - دو معنی برای « جبّار »
که شما آن را به زرگر سپرده و خودتان رفتهاید؛ او با آن مهارت و لیاقتی که خودش دارد احیاناً اگر غلّ و غشّی هم در لابلای آن وجود دارد، دیگر بعد از این سپردن، او خودش آن غلّ و غشّها را خارج میکند.
دو معنی برای « عزیز » «
الْعَزیزُ». برای «عزیز» دو معنا هست که به هر دو معنا خدای متعال عزیز است: یکی عزّتِ در مقابل ذلّت و زبونی. هر موجودی غیر از خدا زبون است یعنی اگر از نظری عزت دارد از نظری دیگر ذلت دارد. هر عزیزی در عالم آمیختهای است از عزت و ذلت. هیچ موجودی از خودش استقلال ندارد؛ همه موجودها وابسته به موجود دیگر و اسیر و مقهور موجود دیگر هستند. حال مثالهای کوچک راجع به خود انسانها ذکر میکنیم: یک انسان اگر همه مردم دنیا را هم ذلیل کرده باشد، در مقابل همه مردم دیگر عزیز باشد و یک فرد هم باقی نمانده باشد الّا اینکه او عزت خودش را بر وی ثابت کرده است، در عین حال همان آدم، ذلیل همین هواست، اگر دو دقیقه همین هوا به او نرسد کارش ساخته است؛ یا ذلیل یک میکروب کوچک در درون خودش میشود. اما آن عزیزی که در ذات او ذلت و خواری اصلًا نمیتواند وجود داشته باشد چون مافوق همه موجودات است، خداست.
معنی دیگر «عزیز» همین است که ما میگوییم «گرانبها». میگوییم فلان شئ عزیز است، یعنی گرانبهاست. اشیاء بیمانند و نایاب که مثلشان نایاب است، برای انسان فوقالعاده گرانبهاست (عزیزالوجود). خدای متعال عزیز است یعنی فوقالعاده گرانبهاست. عزیزِ به این معنا، ارزش خدا برای بشر را بیان میکند. عزیزِ به معنای اول، ارزش فینفسه است اما این دومی ارزشش برای بشر است: [خدا] خیلی گرانبهاست، خیلی عزیز است، خیلی دوست داشتنی است. ظاهراً [مقصود] همین دومی است، چون «الْجَبّار» [که بعد ذکر شده است] آن معنی دیگر (عزیز در مقابل ذلیل) را به یکی از دو معنایش میدهد.
دو معنی برای « جبّار » «
الْجَبّارُ». یکی از اسمهای پروردگار «جبّار» است. «جبّار» از دو ماده میتواند باشد (مفسّرین هم گفتهاند): یکی از مادّه «جبران». در این صورت «جبّار» یعنی آن که