مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٧ - شباهت و تفاوت دستورات خدا و دستورات طبیب
سوئش حتی در دنیا را بیان کند، تا چه رسد به آخرت. این بود که دنبال همین آیات یکمرتبه فرمود:«وَ کأَینْ مِنْ قَرْیةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّها وَ رُسُلِهِ» چه بسیارند جماعاتی که از امر پروردگار و از امر و ارشادهای پیغمبران پروردگار سرپیچی کردند و طغیان ورزیدند، ولی این چیزی نیست که برای دنیای دیگر بماند، در همین دنیا عواقبش را چشیدهاند.«فَحاسَبْناها حِساباً شَدیداً» کلمه «حساب» آورده است. این کلمه یک مفهوم خاصی دارد. حساب یعنی رسیدگی به پرونده. به دقایق این پرونده در همین دنیا رسیدگی میشود، یعنی عکسالعمل دقیق تکوینی در همین دنیا برای این [عمل] پیدا میشود.«وَ عَذَّبْناها عَذاباً نُکراً» و در همین دنیا ما آنها را معذب ساختیم به عذابی منکر «فَذاقَتْ وَبالَ أمْرِها» در همین دنیا عاقبت و نتیجه کار خود را چشیدند «وَ کانَ عاقِبَةُ أمْرِها خُسْراً» پایان کارشان زیان بود و زیان.
شباهت و تفاوت دستورات خدا و دستورات طبیب
گفتیم که مرزهای الهی شبیه مرزهایی است که طبیب برای بیمار مشخص میکند.
کار طبیب صرفاً جنبه ارشادی و راهنمایی دارد. اگر طبیب میگوید: تو به دلیل اینکه بیماری قند داری پس خربزه نخور، این به دلیل زیانی است که خربزه به حال تو دارد. اگر بخوری به خود ستم کردهای، والّا به حال طبیب هیچ فرق نمیکند که تو بخوری یا نخوری.
اوامر الهی از یک نظر عیناً همینطور است. متکلمین اصطلاحی دارند، میگویند: «ا لْواجِباتُ الشَّرْعِیةُ ا لْطافٌ فِی الْواجِباتِ الْعَقْلِیة» یعنی چیزی را که شرع واجب کرده است یک لطف و یک راهنمایی است به چیزی که عقل آن را واجب میکند؛ یعنی چیزی است که اگر خود عقل انسان هم آن را کشف کند واجب میکند.
شارع راهنمایی میکند به چیزی که اگر عقل به آن برسد خود عقل هم کافی است.
اگر طبیب به انسان میگوید: تو بیماری قند داری خربزه نخور، این چیزی است که تو خودت هم اگر معلومات طبیب را میداشتی حکم میکردی، یعنی عقل خودت هم حکم میکرد که نباید بخوری.
ولی یک تفاوت میان امر خدا و امر طبیب هست و آن این است که طبیب فقط راهنماست و بس؛ او دیگر مقام مُطاعیت ندارد؛ یعنی مریض مقامش نسبت به طبیب مقام عبد و مولی نیست. [رابطه] عبد و مولی حساب دیگری هم [ایجاد میکند.