مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٤٤ - رعایت عهد و پیمان
رعایت عهد و پیمان
مسأله دوم عهد و پیمان است. عهد به طور کلی تعهد است، شامل هر تعهدی میشود، لزومی ندارد که به چیزی عنوان امانت بدهیم؛ مقصود قراردادهاست. اگر انسان با یک نفر قرارداد میبندد و واقعاً متعهد میشود که مثلًا این خانه را من به تو فروختم به این مقدار، باید رعایت عهد خودش را بکند. فقها خودِ صیغه شرعی را تحت عنوان عهد و عقد میپذیرند؛ میگویند به حکم اینکه رعایت عهد و عقد واجب است، صیغه خواندن همان تعهد کردن و متعهد شدن است. ولی البته عهد یک معنای خیلی اعمی از صیغه شرعی دارد؛ هرگونه تعهدی را شامل میشود حتی تعهدی که انسان با یک کافر میبندد.
در آن نامهای که امیرالمؤمنین علی علیه السلام به مالکاشتر نوشته است یک فصل خیلی زیبا و جالبی در زمینه پیمانها دارد. ولی نظر به اینکه مخاطبش مالکاشتر حاکم مصر است پیمانهایی که در آنجا مورد ابتلای مالک بوده پیمانهای به اصطلاح سیاسی بوده است که اغلب طرفش افرادی بودهاند که یا مسلمان نبودند یا اگر مسلمان بودند از مسلمانهایی بودند که تابع حکومت علی علیه السلام نبودند، مثلًا تابع حکومت معاویه بودند یا از آن گروه سوم بودند. حضرت در آنجا به مالک اصرار اکید و شدید میکند که مالک! با هر گروهی هر پیمانی امضا کردی مباد که به زیر امضای خودت بزنی مگر اینکه اول آنها زیر امضای خودشان بزنند. تا اینجای مطلب نصّ قرآن کریم است که درباره عهدی که مسلمین با کفار در حدیبیه بسته بودند میفرماید: فَمَا اسْتَقاموا لَکمْ فَاسْتَقیموا لَهُمْ [١] مادامی که آنها به عهدشان پایدار بمانند شما هم پایدار بمانید ولی اگر آنها نقض کردند دیگر شما دست روی دست نگذارید چون وقتی یک طرف نقض کرد از طرف دیگری هم پیمان نقض و تمامشده است.
امیرالمؤمنین این معنا را که در قرآن آمده است تفسیر میکند. تفسیر خیلی زیبا و جالبی دارد و آن این است که اصلًا زندگی بشر بر اساس وفادار ماندنِ به عهدهاست یعنی همه چیز با زور قانون عملی نیست. خیلی نکته جالب عجیبی است. بعضیها خیال میکنند که همه مشکلات را قانون با پشتوانه مجازات میتواند
[١]. توبه/ ٧.