مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٥٠ - تفسیر سوره معارج (٥)
بهشتهای الهی قرار میگیرند و مکرمند، پس ایمان و عمل [با هم لازم است.] کسی به بهشت نمیرود مگر آنکه در ابتدا ایمان داشته باشد و بعد به این ایمان جامه عمل بپوشد. پس در واقع طمعهای بیجا باید بریده و قطع شود.
آیاتی که الآن خواندیم از این قسمتها شروع میشود: فَمالِ الَّذینَ کفَروا قِبَلَک مُهْطِعینَ. عَنِ الْیمینِ وَ عَنِ الشِّمالِ عِزینَ. ایطْمَعُ کلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ انْ یدْخَلَ جَنَّةَ نَعیمٍ. معلوم میشود گروهی بودهاند که قرآن اینها را هم کافر میخواند؛ حال چرا کافر میخواند و چگونه کافرهایی هستند توضیح میدهیم. مردمی بودند که هم ایمان داشتند و هم ایمان نداشتند و البته آن که داشتند در واقع ایمان نبود؛ ایمانِ به معنی واقعی نداشتند که آنها را منجر به اطاعت و تسلیم امر خدا و منجر به عمل کند، ولی در عین حال دغدغه راست بودن دعوت پیغمبر را هم شدیداً داشتند. با اینکه ایمان نداشتند و در گروه مؤمنین نبودند باز گروه گروه میآمدند دور پیغمبر مینشستند و در دل خودشان این طمع را به شکلی پرورش میدادند که شاید ما هم از این نعیمهایی که در عالم دیگر هست بهرهمند شویم؛ یعنی میخواستند ایماننیاورده و عملنکرده وعدهها و نویدهای پیغمبر درباره آنها صادق شود؛ چرا؟ از آیات بعد روشن میشود که یک نوع خودبینی خاصی در این مردم وجود داشته است.
بعضی افراد، خود و نژادشان را به گونهای پیش خودشان فرض میکردند که ما فقط به دلیل اینکه ما هستیم، مثلًا به دلیل اینکه از اولاد ابراهیم هستیم یا در اطراف کعبه پرورش یافته و بزرگ شدهایم از ما بهتر و بزرگتری در عالم وجود ندارد. اگر چنین چیزهایی که پیغمبر میگوید وجود داشته باشد، اگر اینها را به ما ندهند پس به کی میخواهند بدهند؟! یکچنین فکر احمقانهای. اگر ما به بهشت نرویم پس کی میخواهد به بهشت برود؟! همان معیارهایی را که برای بزرگی و شرافت و استحقاق و لیاقت پیش خودشان داشتند به کار میبردند و آن معیارهایی که اسلام بهکار میبُرد که همه بر مقیاس ایمان و عمل بود اصلًا در اینها اثر نمیگذاشت. اینها در جاهلیت به گونهای پرورش پیدا کرده و بزرگ شده بودند که خودشان را مردان خیلی بزرگ و شریف میدانستند.
این افراد امتیازاتی در دنیا کسب کرده بودند و در مقابلشان یک عده بردگان و ضعفا و مردمانی قرار داشتند که خود اینها آنها را اراذل و پستها مینامیدند؛ و بعلاوه با خودشان فکر میکردند اینکه ما اینهمه امتیازات داریم دلیل بر این است که یک