مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥٦ - انسانهای مسخ شده
راست گام برمیدارد؟ «افَمَنْ یمْشی مُکبّاً عَلی وَجْهِهِ اهْدی امَّنْ یمْشی سَوِیاً عَلی صِراطٍ مُسْتَقیمٍ» مقایسهای میکند: آیا آن کسی که به رو درافتاده است، او راهیافتهتر است یا آن کسی که راست و مستقیم بر یک جاده مستقیم حرکت میکند؟
بحث، از مسأله لجاجت شروع شد و بعد رسید به این حالتی که مردم دوگونه هستند: بعضی این طور در زندگی حرکت میکنند و بعضی آنطور. حال آیا مردم دو جور خلق شدهاند؟ نه، مردم یک جور خلق شدهاند. خداوند وسائل و اسباب هدایت را در اختیار همه مردم قرار داده است ولی بعضی سپاسگزارند و بعضی ناسپاس، بعضی قدردان این نعمتها هستند و از این نعمتها استفاده میکنند و بعضی ناسپاساند و این نعمتها را به هدر میدهند، و لهذا بعد دوباره همان اسباب و وسائل هدایت را ذکر میکند:«قُلْ هُوَ الَّذی انْشَأَکمْ» بگو خداست آن که شما را انشاء و ابداع کرد.«وَ جَعَلَ لَکمُ السَّمْعَ وَ الْابْصارَ» به شما گوش و دیدهها داد «وَ الْافْئِدَةَ» و دلها.
گوش داد که بشنوید، و چشم داد که ببینید، و دل داد که بر روی این شنیدهها و دیدهها تفکر و تعمق و استنتاج کنید. همه این بحثهایی که تا به حال میکردیم، فرع بر این است که انسان گوشی داشته باشد آماده شنیدن، چشمی داشته باشد آماده دیدن.
همینطور که مفسرین گفتهاند، مقصود از چشم و گوش، منحصر به همین دو حاسّه نیست، ایندو نمونهای است از مجموع حواس انسان. همینطور که چشم و گوش برای انسان دو وسیله احساس و دو کانال ارتباطی نسبت به جهان خارج هستند که انسان عالَمِ خارج را احساس میکند، ذائقه انسان هم یک حاسّه و کانال ارتباط دیگری است، شامّه انسان هم یک حاسّه و کانال ارتباط دیگری است، لامسه انسان هم یک حاسّه و کانال ارتباط دیگری است. ولی در میان حواسّ انسان آن که عمده و مهمتر است، چشم و گوش است؛ یعنی اگر ما آن سه حاسّه و کانال را با مقایسه در نظر بگیریم، مجموع اطلاعاتی که از اینها میرسد شاید یک صدم اطلاعاتی که از چشمِ تنها میرسد نیست، تا چه رسد که اطلاعات چشم و گوش را روی همدیگر حساب کنیم. این است که قرآن چشم و گوش را که عمده حواس است ذکر فرموده است.
چشم و گوش، ما را به جهان خارج مرتبط میکند، به ما از جهان خارج دریافت میدهد. ولی چشم و گوش ماده خام برای تفکر میسازند. چشم و گوش را