مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٦٩ - رابطه انسان با خلق خدا
زکات ردیف یکدیگر ذکر میشود؛ صلات به عنوان عملی که مظهری است از ارتباط انسان با خدا، یعنی به وسیله نماز انسان در مقابل خداوند اظهار عبودیت و اقرار به عبودیت میکند، و زکات چیزی است که انسان به آن وسیله رابطه خودش را با خلق خدا مشخص میکند. هردوی اینها دو امر فطری برای انسان است؛ یعنی انسان بالفطره مؤمن آفریده شده است و انسان بالفطره اخلاقی آفریده شده است. اگر انسان همان انسان باشد و فطرت خدادادی خودش، یعنی مانعی و سدی برای این فطرت به وجود نیاورده باشد، پیوندش با خدای خودش پیوند ایمانی و توحیدی است و پیوندش با خلق خدا هم براساس مهربانی و خیررسانی و کمکرسانی و جود و خدمت است.
اساساً مسألهای است که آیا خداپرستی برای انسان فطری است یا نه؟ قرآن تصریح دارد که فطری است. همچنین مسألهای است که آیا حس اخلاقی، خیر اخلاقی، احسان اخلاقی، خدمت کردن به خلق خدا امری است فطری یا نه؟ بله، این هم فطری است: وَ اوْحَینا الَیهِمْ فِعْلَ الْخَیراتِ وَ اقامَ الصَّلوةِ [١]. قرآن میگوید اینها الهام الهی است. پس اگر کسی ایندو را نداشته باشد دو امر فطری را از خودش سلب کرده است، یعنی در واقع خودش را در مقابل دو امری که بالفطره به سوی آنها در حرکت بوده است بسته و مغلول کرده است.
میفرماید این آدم به اللَّهِ عظیم، به ذات عظیمِ اللَّه که ایمان به او برای وی فطری است ایمان ندارد وَ لا یحُضُّ عَلی طَعامِ الْمِسْکینِ در راه سیر کردن گرسنهها نیز ترغیب ندارد. این بالاتر است از اینکه بگوید خودش مساکین را اطعام نمیکند؛ زیرا یک درجه از خیر اخلاقی این است که انسان خودش در کار خدمت کردنِ به خلق خدا- مخصوصاً سیر کردن شکمهای گرسنه- عملًا ساعی باشد؛ بالاتر این است که نه تنها خودش ساعی باشد، دیگران را هم وادار کند (حضّ یعنی ترغیب کردن، وادار کردن). این به اللَّهِ عظیم ایمان ندارد و به طعام مسکینها ترغیب نمیکند و در این راه کوشا و فعال نیست. خیلی فرق دارد با اینکه بگوید خودش به سهم خود کاری نمیکند؛ میفرماید کوشا نیست و دیگران را وادار به سیر کردن گرسنهها نمیکند، گناهش این است که دیگران را وادار نکرده است.
[١]
. انبیاء/ ٧٣.