مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٠٥ - توریه
میگوییم که راه خدا یک راه سختی است ولی راه امام حسین از راه خدا آسانتر است، ما به جای اینکه راه خدا را برویم راه امام حسین را میرویم؛ به جای اینکه تکلیفهای خدا را انجام بدهیم یک سینه سه ضربه میزنیم همه کارها را درست میکنیم؛ غافل از اینکه امام حسین که راهی غیر از راه خدا ندارد. اگر چنین حرفی راست باشد نُعْجِزَ اللَّه است یعنی خدا را بیچاره و ناتوان کردهایم. این راههای فرار شرعی، راههای حیله شرعی که ما در مسائل به کار میبریم، به خیال خودمان اگر اینها درست باشد ما خدا را بیچاره کردهایم. ولی خدا که بیچاره نمیشود. پس اینهایی که ما خیال میکنیم غلط است.
توریه
من بعضی اشخاص واقعاً متدین را میبینم که همیشه دروغ میگویند و همیشه هم توریه میکنند؛ یعنی هیچ وقت واقعاً نمیخواهد یک حرفی بزند که قصدش هم دروغ گفتن باشد و به نیت دروغ بگوید. دروغ میگوید ولی به صورت توریه. استاد هم شده و آنچنان در توریه کردن استاد است که مطلب را به گونهای میگوید که شما یک چیزی میفهمید، اگر روزی بفهمید قضیه این جور نبوده و به او بگویید چرا گفتی، میگوید من قصدم از این جمله مطلب دیگری بود؛ یعنی مطلب را یک جور میگوید، به قلبش خطور میدهد که مقصود چیز دیگر است؛ ولی طرف ظاهر لفظ را میفهمد. برای طرف فرق نمیکند که شما به این قصد بگویید یا به قصد دیگری؛ به هر حال او گمراه میشود. چرا نباید دروغ گفت؟ برای اینکه مردم گمراه میشوند.
توریه در جایی است که دروغ گفتن واجب است، یعنی اگر راست بگویید از این راست فتنه بزرگ برمیخیزد؛ آنوقت مجبورید دروغ بگویید برای اینکه جلو فتنه بزرگی را بگیرید.
مثال معروفی ذکر میکنند: فرض کنید یک آدم دیوانه یا شبهدیوانهای به شخصی حمله کرده و واقعاً هرجا گیرش بیاید با آلت قتّاله تکهتکهاش میکند. آن شخص فرار میکند، خودش را در منزل شما میاندازد و در اتاقی مخفی میشود. بعد او با همان آلت قتّاله میرسد و میگوید که او در این خانه است یا نه؟ اگر راست را بگویید میآید خون ناحقی را میریزد. خدمت به هر دو نفر (آن کسی که قصد قتل دارد و آن دیگری) و خدمت به جامعه مسلمین این است که انسان بگوید نه. اما