مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩١ - ملِک قدّوس
معنی ذات جامع جمیع صفات کمالیه است؛ یعنی خودِ «اللَّه»، لفظ «اللَّه» به معنی این است که «لَهُ الْاسْماءُ الْحُسْنی»؛ اصلًا خود «اللَّه» یعنی آن که جمیع اسماء حسنی در او جمع است، ذات مستجمع جمیع صفات کمالیه. «هُوَ اللَّهُ الَّذی لا الهَ الّا هُوَ». این «لا الهَ الّا هُوَ» توحید در عبادت است. اللَّه، آن که شایسته عبادت و پرستش جز ذات او هیچ موجودی نیست. مسأله «لا الهَ الّا هُوَ» یک سرش ارتباط به خدا دارد، یک سرش ارتباط به انسان، چون مسأله پرستش است: ای انسان! تو در برابر هیچ ذاتی جز آن ذات مستجمع جمیع صفات کمالیه نباید کرنش و پرستش کنی؛ آن «باید» هم که در او میگوییم از این جهت است که او تنها ذاتی است که شایسته پرستش و ستایش و تعظیم است. وقتی که شایسته باشد، خود پرستش انسان برای انسان کمال است. اما غیر او چنین شایستگی را ندارد. اگر انسان در مقابل هر موجودی غیر از او کرنش و پرستش کند خودش را پست کرده و پایین آورده است. جز ذات مقدس او هیچ ذاتی اله نیست. اله یعنی معبودِ به حق، و معبود به حق یعنی شایسته پرستش، موجودی که حقِ معبودیت دارد، شایستگی معبودیت را دارد. وقتی که تمام کمالات در او جمع است اصلًا عبادت و پرستش [او] هم در واقع ثناگویی است، ثناگویی به این معنا که جمالپرستی و کمالپرستی و خضوع در مقابل کمال است، اقرار و اعتراف به یک حقیقت است: او [شایسته پرستش] است اما غیر او نه.
ملِک قدّوس «
الْمَلِک» صاحبْ اقتدار علیالاطلاق. در جلسه پیش توضیحات دادیم. «الْقُدُّوسُ».
عرض کردیم هر جا که سخن از اقتدار مطلق بیاید، از باب اینکه در انسانها همیشه اذهان چنین تجربهای نشان داده است [که قدرت توأم با ظلم است،] در غیر انسان هم احیاناً بشر آن را توسعه میدهد. امروز میگویند قدرت آنارشیست است یعنی هر جا که قدرت پیدا شود استبداد و زورگویی و بیحسابی و ظلم و تجاوز وجود دارد. برای اینکه این توهّم نشود که این ملِک مطلق و صاحبْ اقتدارِ مطلق به دلیل اینکه صاحبْ اقتدار مطلق است و در مقابل اقتدار او اصلًا اقتداری در عالم وجود ندارد، خدایی که اقتدار مطلق است و هیچ ترمزی ندارد پس هر کاری کرد کرد (ظلم و ستم)، لذا میفرماید ولی او در مرتبه ذات خودش منزّه است، متعالی است. «ترمز ندارد» یعنی معنی ندارد که قدرتی از خارج- العیاذ بالله- بیاید جلو او را بگیرد ولی