مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤١ - نظر هیئت جدید
میبینیم معلق در فضا هستند، آیا هرچه بالاتر برویم به جایی میرسیم یا نمیرسیم؟ آیا این فضا لایتناهی است و یا متناهی؟ آیا این جهان ما در جایی پایان میپذیرد، یا اساساً پایانپذیری در کار نیست؟ معلوم است که علوم جدید که بر اساس ابزارها و مشاهدات حسی کار میکند، از نظر علمی و مشاهدات حسی نمیتواند بیان کند که فضا متناهی است یا غیرمتناهی، فقط میتواند بگوید: تاکنون به جایی نرسیدهایم؛ چون حواس انسان ولو اینکه با قویترین ابزارها کار کند بالاخره محدود و متناهی است. ولی در عین حال در همین امروز هم از نظر فرضیات علمی و فلسفی دو نظریه وجود دارد.
یک نظریه میگوید که این فضا محدود است. درست است که مثلًا ماه و خورشید و ستارگان آنطور که قدیمیها خیال میکردند نیست، ولی فضا در نهایت امر محدود است. با این حسابهای کوچک ما، هرچه ما حساب کنیم و جلو برویم فضا بسیار بسیار وسیع است. مثلًا بشر به این حد رسیده است که ستارگانی هستند که فاصلهشان با زمین آنقدر دور است که نور- که در هر ثانیه سیصد هزار کیلومتر حرکت میکند- باید میلیونها سال (شاید صد میلیون سال) سیر کند تا از آنجا به زمین برسد؛ یعنی ممکن است ستارهای در جایی از عالم بوده که از آنجا به زمین نورافشانی میکرده؛ خودش صد میلیون سال پیش متلاشی شده و از بین رفته است، نورش تازه حالا به ما میرسد. در عین حال برخی از دانشمندان بزرگ زمان ما بر اساس بعضی از قرائن و دلائل فلسفی و ریاضی، باز جداً طرفدار این هستند که عالم در مجموع ابعاد خودش محدود است.
یکی از کسانی که این نظریه را دارد و پافشاری کرده است و خلاف نظریهاش را هم کسی نتوانسته ثابت کند همین دانشمند معروفی بود که در چند سال پیش فوت کرد و نظریه نسبیت را در جهان آورد، یعنی اینشتین. نظریه او همان نظریه محدود بودن ابعاد عالم است که میگوید اینچنین نیست که [عالم] نامتناهی باشد و هر چه ما پیش برویم عالمی باشد شبیه این عالم؛ در نهایت امر (حال نهایتش چقدر است مطلب دیگری است؛ ممکن است فاصلهاش چند میلیارد سال نوری باشد) این عالم ما محدود است و کرویالشکل هم هست.
بعد مسأله زمینها مطرح میشود که زمین یعنی چه؟ آیا هر کرهای را ما زمین میگوییم؟ یا زمین آن کرهای است که در آن کره استعداد و شرایط حیات و زندگی