مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٤ - دو رؤیا
میکنند؛ یعنی همین طور که وقتی کسی میت را دفن کرد دیگر بعد مأیوس برمیگردد از نظر اینکه او به دنیا برگردد، اینها هم از نظر اینکه آخرتی باشد در آن حد مأیوس هستند؛ ولی همانطور که تفاسیر دیگر گفتهاند اینجا «کفار» یعنی این کفار معهود، یعنی مشرکین قریش، و معنی صحیح آیه همین است که آنچنان که این قریش مأیوسند از اموات که دومرتبه محشور شوند، یهود هم مثل آنها فکر میکنند و مأیوسند.
دو رؤیا
ایام محرم نزدیک است و ایام ایام مصیبت است؛ و عجیب است که من در سال ٤١ (سال فوت مرحوم آقای بروجردی) که دو سه ماه بود ایشان فوت کرده بودند (ایشان در ماه شوّال فوت کردند) در مثل همین ایام که محرم نزدیک بود و چند روزی به محرم بیشتر نمانده بود، ایشان را خواب دیدم (حال آن خواب کیفیتی دارد و به تفصیل است) و خودم معنی این خواب را نفهمیدم. شخصی بود به نام آقای حاج آقا احمد که قمی بود و فوت کرد. او عجیب تعبیر خواب میکرد. حتی خود مرحوم آقای بروجردی گاهی که یک خوابهایی میدیدند حاج آقا احمد را برای تعبیر میخواستند. من به آقای حاج آقا احمد تلفن کردم و تعبیر خواب را خواستم. من حقیقتش وجهش را نفهمیدم که او از کجای آن خوابی که من دیده بودم اینجور فهمید. (آن وقتها من منبر نمیرفتم؛ مدتی بود منبر را ترک کرده بودم.) گفت معنی این خواب این است که منبر را ترک نکن؛ یعنی معنی این خواب این است که- حال تعبیر او چه بود یادم نیست- نوکری امام حسین را بکلی رها نکن. من دیگر به همان که او گفت عمل کردم و به تعبیری که او کرد ترتیب اثر دادم.
دیروز صبح بعد از نماز- که من معمولًا میخوابم- خوابیدم، خواب دیدم که یک مجلس معظمی است، همه اهل علم و علما هستند و ما یک جایی نشستهایم و مثل اینکه انتظار داریم که آقای بروجردی وارد شوند و بعد گفتند ایشان عنقریب میخواهند وارد شوند. مجلس از جا حرکت کرد، مثل همان زمان حیاتشان؛ من هم به سرعت [تلاش] کردم که بلند شوم، عبایم پیچید به دست و پایم، خودم را کشیدم به یک طرف و بعد عبایم را از دست وپایم باز کردم و بلند شدم. ایشان هم اتفاقاً