مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٢ - نظام خلقت
حد کمالشان میرسند، پاییز فصل پژمردگی و افسردگی میرسد، در زمستان میمیرند. سال آینده دومرتبه همین نظام تکرار میشود. این حرکاتی که در بالای سر ما در این ستارگان هست چیست؟ این ستارگان چه هستند؟ این چراغهای آویخته شده بالای سر ما (تعبیر «مصباح» تعبیر خود قرآن است) چیست؟
بعد انسان به کارهای این اشیاء دقت میکند، حساب میکند: ماه مثلًا برای چیست؟ آیا چه اثری روی اشیاء دارد؟ اثری دارد یا اثری ندارد؟ آیا اگر یکی از اینها را از این نظام بردارند باقی دیگر سر جای خودشان میتوانند کار کنند، یا یک نظامِ بهم وابسته بهم پیوستهای هست که هر چیزی در جای خودش وجودش لازم و ضروری است؟ و آیا این که وجود دارد هدفی را تعقیب میکند؟ مقصدی در اینها هست؟ خود اینها مقصدی دارند یا مقصدی ندارند؟ اینها قهراً سؤالاتی است که برای هر کسی پیدا میشود. به قول نظامی:
مگر میکرد درویشی نگاهی | به این دریای پر دُرّ الهی | |
کواکب دید چون شمع شب افروز | که شب از روی ایشان گشته چون روز | |
بگفتی اختران استادهاندی | زبان با خاکیان بگشادهاندی | |
که هان ای خاکیان هشیار باشید | در این درگه شبی بیدار باشید | |