مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٨ - حمد و شکر
غیرخدا را نباید حمد کرد؟ پاسخ این است که هم غیرخدا را باید حمد کرد و شکر کرد و هم غیرخدا را نباید حمد کرد و شکر کرد. اما غیرخدا را باید حمد کرد و باید شکر کرد چرا که وقتی انسانی به انسانی دیگر انعام و خدمت میکند وظیفه ایجاب میکند که از او تشکر کند.«مَنْ لَمْیشْکرِ الْمَخْلوقَ لَمْیشْکرِ الْخالِقَ». اما در عین حال انسان باید بداند که هر انعامی از ناحیه هر کس به او برسد به هر نسبت که به آن شخص ارتباط دارد بیش از آن به خدا ارتباط دارد، یعنی شما در همان حال که از کسی که به شما خدمت کرده تشکر میکنید و یا او را حمد میکنید در همان حال هم بگویید: «الحمد للَّه» حمد از آن خداست، چون آن فرد، هم خودش و هم فکر و ارادهاش و هرچه که بخواهید بگویید باز مال خداست و فعل خداست و همهچیز در نهایت امر به خدا برمیگردد. ولی به این نکته باید توجه کرد که بازگشت همه چیز به خدا معنایش نفی [سببیت] انسانهای دیگر و نفی هیچ سبب دیگری نیست و این یک مسأله بسیار دقیقی است. در عیناینکه هر چیزی به سبب خود بستگی دارد، به خدا بستگی دارد نه اینکه به سبب خودش بستگی ندارد. این است که بین مسأله «اعتماد به نفس» و «اعتماد به خدا» تضادی نیست و بین مسأله حمد و سپاس یک مخلوق و حمد و سپاس خدا تضادی نیست.
شنیدم یک فیلم کمونیستی چینی در یکی از دانشگاهها نمایش دادهاند. در آن فیلم پدر و پسری مبارزه میکنند و در مبارزه موفق میشوند. پدر که پیر است و به اصطلاح به نسل گذشته تعلق دارد میگوید: خدا را شکر میکنیم که موفق شدیم.
پسر میگوید: نه پدر، چرا خدا را شکر کنیم؟! ما از خودمان باید ممنون باشیم، تکیهمان باید بر خودمان باشد.
ولی تعلیم اسلامی چیست؟ آیا تعلیمات اسلامی در این موارد میگوید تو خودت مانند یک عروسک خیمهشببازی هستی، و یا میگوید تو که هستی دیگر خدا یعنی چه؟ تعلیمات اسلامی هیچکدام را نمیگوید بلکه میگوید: در عین اینکه به خودت اعتماد میکنی خدا را هم سپاسگو باش، یعنی میان ایندو به هیچ شکل تضادی برقرار نیست، که این خود داستان مفصلی است.
پس، از «یسَبِّحُ» این نکته را فهمیدیم که یکی از مقیاسها و معیارهای فعل خدا این است که باید با سبوحیت الهی سازگار باشد، و از «لَهُ الْمُلْک» فهمیدیم که قدرت مطلق دست اوست. پس هرچه را که حکمتش اقتضا کند مانعی در مقابل