مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٩٥ - استماع قرآن توسط گروهی از جن
عبور کنند پیغمبر را درک کرده و صدایش را شنیدهاند. صدای قرآن را که شنیدهاند توقف کردهاند برای اینکه درست بشنوند. وقتی که شنیدهاند تحت تأثیر عجیب قرآن قرار گرفتهاند. بعد رفتهاند در میان قوم خودشان مسأله قرآن را طرح کردهاند. قُلْ اوحِی الَی ا نَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ. حال پیغمبر از کجا مطلع شد؟ از قرآن اینچنین فهمیده میشود که پیغمبر مستقیماً متوجه وجود آنها نشد، بعد به او وحی شد که چنین جریانی رخ داد. قُلْ اوحِی الَی ا نَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِ بگو به من چنین وحی شد که گروهی از جن قرآن را استماع کردند. «نفر» کلمهای است که ما در فارسی به یک معنای خاص (به معنی عدد) به کار میبریم، میگوییم یک نفر، دو نفر، پنج نفر، هزار نفر. در زبان عربی نفر یعنی گروه کوچک. نفور به معنای حرکت کردن است. یک گروه کوچک همحرکت، گروه کوچکی که با هم حرکت میکنند «نفر» گفته میشود، و گفتهاند که بین عدد ٣ و عدد ٥ را نفر میگویند.
قُلْ اوحِی الَی ا نَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِ یعنی گروه کوچکی از جن، یک گروه چند نفری از جن قرآن را استماع کردند. بدون آنکه خود را بر پیغمبر ظاهر کنند و استفساری از او بکنند، بعد از استماع قرآن از آنجا گذشتند و به میان جمع خودشان رفتند و قضیه را گزارش کردند. فَقالوا انّا سَمِعْنا قُرْ اناً عَجَباً گفتند ما یک قرآن عجیبی، یک شیء قرائت شده فوقالعاده عجیب و شگفتآوری شنیدیم. یهْدی الَی الرُّشْدِ که انس و جن را به سعادت و حقیقت، به رشد و کمالش رهنمون میشود. فامَنّا بِهِ ما حقیقت را فهمیدیم، همانجا هم ایمان آوردیم و تصدیق کردیم. وَ لَنْ نُشْرِک بِرَبِّنا احَداً دیگر هرگز برای پروردگار خود شریکی قائل نخواهیم شد. معلوم میشود در میان آنها هم شرک و توحید وجود دارد، درست مثل انسان. وَ ا نَّهُ تَعالی جَدُّ رَبِّنا. از قرآن درس توحید و عظمت حق را یاد گرفتند، گفتند متعالی و منزّه است عظمت پروردگار ما از این نسبتهای ناروایی که انس یا جن به پروردگار میدهند («تَعالی عَظَمَةُ رَبِّنا» عظمت پروردگار ما خیلی برتر از این حرفهاست). مَا اتَّخَذَ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً این چیزی که در میان جن و انس وجود دارد یعنی جفتگیری و فرزند داشتن، خدای متعال منزه از آن است. پس این نسبتها که در انس و جن وجود دارد همه دروغ است. وَ ا نَّهُ کانَ یقولُ سَفیهُنا عَلَی اللَّهِ شَطَطاً. حالا که ما ایمان آوردیم اقرار میکنیم که آن سخنان شطط و غلطی که سُفَهای ما به خدای متعال نسبت میدادند همه چرند و مزخرف بوده. درست مثل گروهی انسان که بیایند تعلیماتی را یاد