مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٩٢ - دو نوع تصالح و تساهل
سوگند خوردن می توان گفت جزو ضروریات زندگی بشر است (حتی در کلام خدا هم آمده است). انسان در شرایطی وقتی می خواهد روی یک مطلب تاکید کند، یک موضوعی که برای آن احترام قائل است، آن موضوع قابل احترام را یا احترام به آن موضوع را کأنه گروگان قرار می دهد.
قسم دروغ، گناه اندر گناه
ولی در دستورهای اسلام رسیده است که قسم دروغ گناه اندر گناه است؛ چون دروغ گناه کبیره است، آنوقت این گناه کبیره را انسان توأم با قسم کند، این دیگر گناه اندر گناه است، یعنی یک امر مقدس را به دروغ آلوده کند. برای اینکه یک دروغی را می خواهد به کرسی بنشاند، یک امر مقدسی را گرو قرار می دهد. وقتی که شما می گویید واللهِ و باللهِ که این جنس را من این قدر خریده ام، یعنی من خدا را در گرو این حرف قرار می دهم [و اگر دروغ باشد] یعنی خدا را در گرو این دروغ قرار می دهم. این شوخی نیست. دروغ گفتن یک مطلب است ، خدا را به گرو دروغ قرار دادن مطلب دیگری است.
البته قسم شرعی، یعنی آن قسمی که احکام شرعی بر آن بار می شود و تخلفش کفاره دارد، فقط قسم به اسم خداست. این قسمهای دیگری که ما می خوریم قسم شرعی کفاره دار و این طور چیزها نیست ولی به هر حال بی احترامی هست. انسان به پیامبر قسم بخورد، به امام قسم بخورد، به هر کس دیگر قسم بخورد، گو اینکه آن معنا قسم شرعی نیست ولی بالاخره او را در گرو گذاشتن است و بیاحترامی است.
پس قسم اگر دروغ باشد، گناه اندر گناه است.
حال راست چطور؟ آیا برای هر راستی باید قسم خورد؟ نه. در روایات و دستورات دینی، زیاد داریم که قسم را خوار نکنید ولو برای هر حرف راستی. آخر همه جا که جای واللَّهِ و باللَّهِ نیست؛ موارد خاصی. انسان خودش باید طوری عمل کند و طوری باشد که دیگران به او آنقدر اعتماد داشته باشند که وقتی یک جمله میگوید چون او را صادق میدانند حرفش را راست بدانند. چنین اشخاصی اصلًا احتیاج به قسم خوردن ندارند؛ قسم هم که نخورند افراد حرفشان را باور میکنند.
وقتی که انسان خودش بیمایه است و میداند که دیگران به حرفش اعتماد ندارند، دائماً قسم میخورد. قسم راست خوردن هم از نظر شرعی یک امر زشتی است. ما