مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠ - ٢ خلقت انسان
«انّا انْزَلْناهُ فی لَیلَةِ الْقَدْرِ» [١] تمام قرآن به آن صورت در شب قدر نازل شد، و آنجا که به تفصیل، آیه آیه و به صورت الفاظ [فرود] میآید با کلمه «تنزیل» بیان میشود. این نشان میدهد که قرآن به عنوان یک حقیقت غیبی- که این الفاظ، مظاهر و تنزّلیافتههای آن حقیقت غیبی هستند- قبل از پیغمبر وجود داشته و بعد پیغمبر به آن میرسد و بلکه قبل از خلقت عالم و قبل از خلقت انسان وجود داشته است چون یک حقیقت مجرد است.
٢. خلقت انسان
قرآن از اینجا شروع میکند: رحمن (خدای رحمن) قرآن را تعلیم داد، که همان تعلیمش عین تنزیلش است (قرآن را به بشر فرود آورد). بعد از این است که میفرماید: «خَلَقَ الْانْسانَ». نفرمود: «الرَّحْمنُ خَلَقَ الْانْسانَ عَلَّمَ الْقُرْانَ» با اینکه انسان اینطور فکر میکند که طبق قاعده باید بگوید که خدای رحمن انسان را آفرید و قرآن را تعلیم داد. از نظر انسان اگر حساب کنیم اول انسان آفریده میشود، بعد انسان قرآن و هرچیز دیگر را میآموزد. خلقت انسان بر آموختن انسان قرآن را، تقدم دارد، و بلکه به حسابی (اگر کسی بگوید که قرآن جز همین الفاظ نیست) بر خلقت قرآن هم تقدم دارد چون قرآن بعد از اینکه پیغمبر خلق شده و سال چهلم تولد او فرا رسیده است در طول ٢٣ سال خلق شده است. ولی در اینجا تعلیم قرآن بر خلقت انسان مقدّم شده است. یک وجه آن- که همه مفسرین قبول دارند- این است که میخواهد به این بیان اهمیت فوقالعاده این نعمت را ذکر کند که این نعمتِ هدایت به وسیله قرآن، آنقدر اهمیت دارد که باید قبل از نعمت خلقت ذکر شود. و اما یک وجه دیگر- همینطور که عرض کردم و بعضی از مفسرین گفتهاند- این است که در اینجا عنایت دیگری است به تقدم وجودی قرآن بر انسان به آن نوع وجودی که غیر از وجود الفاظش است. پس باز اول قرآن خلق شدهاست و بعد انسان. به هر حال نکتهای که برای ما عملًا آموزنده است توجه به اهمیت این نعمت بزرگ یعنی نعمت قرآن است و اهمیت نعمت علم و تعلیم به طور کلّی. گو اینکه اینجا تعلیم قرآن [ذکر شده] است ولی بالاخره تعلیم است و باب، باب علم است.
[١]
. قدر/ ١.