مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٨٥ - یک اشتباه
«دیو» را میآوریم. این درست نیست، چرا؟
یک فکر و اندیشهای در ایران قبل از اسلام وجود داشته است که آنها قائل به دو نوع موجوداتی بودند که آن موجودها در عالم خلقت تأثیر و نوعی کارگزاری داشتهاند یعنی تدبیر امور به آنها واگذار بوده است؛ از این دو نوع یک نوع را خیر میدانستند یعنی آنها را قدرتهای مرموز کارگزارِ در عالم که کارشان خیر رساندن به عالم است [میدانستند؛] گروه دیگر را هم از نظر قدرت و کارگزاری در ردیف آنها میشمردند ولی میگفتند اینها گروهی هستند که طبیعت و طینتشان بد کردن است، طبیعت و طینت آنها این است که شُرور را در عالم خلق کنند و بیافرینند. آنگاه مثلًا میگفتند باران را آن گروه نیک میآورند زلزله را آن گروه بد. بعد در آن بالای بالا چه خبر است؟ در برخی دورهها اصلًا معتقد بودند که اساساً مبدأ عالم هم دوتاست، دو مبدأ داریم، دو خدا داریم: یک خدایی که خدای خیر است و جنودش همان فرشتگانی هستند که خیر میرسانند و یک خدای شر داریم که کارش شر رساندن است و جنود او نوع دیگرند که آنها را اگر فرشته نمیگفتند دیو میگفتند؛ دیوان هستند که شر به عالم میرسانند. پس فرشته و دیو هر دو کارگزار عالم بودند با این تفاوت که فرشته به عقیده آنها کارهای خیر عالم را از طرف خدای خیر تدبیر میکرد و دیو کارهای شر عالم را از طرف آن خدایی که در ذاتش شر رساندن است انجام میداد؛ و اگر گروه دیگر معتقد بودند به اینکه خدای اصلی یکی بیشتر نیست ولی میگفتند خدای اصلی دو موجود آفرید: یک موجود خیر و یک موجود شر، و آن موجود خیر است که جنودش هم خیرند و موجود شر جنودش شرند؛ یعنی هر دو مبدأ خیر و شر ریشهاش به یک خدای اصلی میرسد.
بعد که کلمه «مَلَک» و کلمه «جن» در قرآن آمد، در ترجمههای فارسی مَلَک را فرشته ترجمه کردند ولی به غلط کلمه دیو را به جای جن گذاشتند بدون توجه به اینکه جنّی که در قرآن آمده است با دیوی که در قدیم در ایران باستان بوده است از زمین تا آسمان متفاوت است. جنّی که در قرآن آمده موجودی است در ردیف انسان. در قرآن به فرشتگان مَلَک گفته شده. مَلَک از ماده مُلک به معنی قدرت است، یعنی موجوداتی که مظاهر قدرت پروردگار هستند، موجوداتی که قدرت خداوند عالم در عالم به وسیله آنها بروز و ظهور میکند، آنها واقعاً کارشان باذناللَّه کارگزاری عالم است، به آنهاست که میشود نسبت داد و گفت ملائکهای هستند که