مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤٤ - دیدن صنع الهی
همین عالم چیزهای دیگری بر ضد آنچه که وجود دارد امکانپذیر هست اما بدون آنکه آنچه که بر ضد این است درواقع مخالف این باشد، بلکه امری است مافوق این.
حال برایتان مثالی عرض بکنم.
من نمیدانم این مطلب حقیقت است یا افسانه؛ میگویند اول باری که هواپیما پیدا شده بود شخصی به حکیمی از حکیمان قدیم ایران- که معلوم میشود آن سؤالکننده هم خودش یک آدم نیمهمطّلعی بوده و لهذا طرح قضیه را به صورت غلط کرده است- گفته بود: شما فیلسوفان مدعی هستید که یک جسم ثقیل و سنگین لازمه طبیعتش به طور جبر این است که توجه به مرکز زمین دارد، و لهذا اگر ما سنگی را در بالا رها کنیم، به طرف مرکز زمین حرکت میکند؛ یک قطعه آهن را رها کنیم، به طرف مرکز زمین حرکت میکند. گفت بله. گفت: اخیراً یک صنعتی در اروپا پیدا شده است که این صنعت نظریه شما را باطل کرده است، معلوم میشود که جسم ثقیل هم میتواند آن بالا بایستد بدون اینکه به زمین سقوط کند (نظیر همان که در جلسه گذشته از ابوعلی سینا و ابوسعید ابوالخیر نقل کردم).
میگویند آن حکیم گفت چنین چیزی محال است و امکان ندارد. البته طرح این حرف به این صورت برای آن حکیم از اول غلط بوده، چون آن چیزی که آن حکیم گفته محال است الآن هم محال است، یعنی اگر ما یک جسم ثقیلی را رها کنیم بدون اینکه یک نیروی مقاومتی در مقابل نیروی ثقل وجود داشته باشد، محال است سقوط نکند. گفتیم در آن داستان بوعلی سینا و ابوسعید ابوالخیر نیز ابوسعید همین سؤال را مطرح کرد. میگویند در حمّام، او با یک قدرت به اصطلاح عرفانی خاص تشت مسی را به طرف بالا انداخت و تشت آنجا ایستاد. گفت: شما حکیمها که میگویید یک جسم ثقیل اگر بالا برود طبعاً باید بیفتد، این چرا نمیافتد؟ بوعلی گفت: ما حکیمها میگوییم بدون قاسر نمیایستد، یعنی بدون یک قوّه دیگری که بیاید اثر آن قوّه را خنثی کند، ولی الآن اراده یک عارف مانع سقوط اوست؛ الآن هم او میخواهد بیفتد پایین ولی فعلًا اراده یک مرد کامل مانع افتادن است.
حال، در مورد هواپیما معلوم است که اگر یک قوّه دیگری به نام قوّه بخار نباشد که هواپیما هیچوقت آن بالا نمیایستد. طرح مسأله به این صورت غلط است. ولی این نشان میدهد که اگر صنعی و صنعتی در کار باشد، اگر تدبیری در کار باشد، آن تدبیر میتواند با ترکیب کردن نیروها عملی بر ضد عمل نیروی دیگری انجام بدهد.