مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٣٥ - معنی مکر خدا
مکار مکر میکند. لازمه ایمان این نیست که انسان سیاست و روشی را که در مقابل دیگران پیش میگیرد صددرصد آشکار کند و به اصطلاح امروز دست خودش را رو کند تا طرف بخواند و بعد بر ضدش رفتار کند. این که حماقت است. منتها فرق میان مکر خوب و مکر بد- که مکر خوب را «تدبیر» میگوییم- در نیت نهایی است که آدمی که مکرش بد است، بر اساس یک سوءنیت یک کار پوشیده را انجام میدهد، ولی آن کسی که نیت خیر دارد، بر اساس یک حسن نیت کار پوشیدهای را انجام میدهد. مقصود از «کار پوشیده» این است که کاری که انجام میدهد راز و سرّ این کار برطرف روشن نیست، طرف نمیتواند دست او را بخواند که کار او برای چیست، و بسا هست در مورد او اشتباه میکند.
حال، رفتار خداوند با بندگان دو جور است: گاهی راز مطلب خیلی آشکار است، یعنی یک رابطه علت و معلولی واضح و آشکاری هست که انسان زود میتواند راز مطلب را بفهمد. گاهی قضیه برعکس میشود، یعنی جریان کار عالم با انسان طوری رفتار و عمل میکند که راز مطلب بر انسان پوشیده است و انسان ضد آنچه که هست خیال میکند.
مثلًا، اگر فرض کنیم که انسان معصیتی را انجام بدهد و بلافاصله یا با فاصله کم نتیجه بد آن معصیت را ببیند، این یک کار آشکار است، یعنی عکسالعمل دارد ولی عکسالعمل آشکار. یا کار خیری انجام بدهد و اثر کار خیر خودش را خیلی واضح در عمل مشاهده کند؛ این یک کار آشکار است. اینکه انسان کار بد بکند و خود اثر کار بد خود را احساس کند، خودش یک نعمتی است برای انسان. ولی یک وقت انسان میرسد به آنجا که استحقاق این مقدار لطف را هم ندارد که خداوند با چشاندن اثر گناه او، او را بیدار کند و به او بفهماند. این [چشاندن] خودش یک نعمت و لطفی است از پروردگار. گاهی این لطف از او گرفته میشود؛ کار بد میکند، میبیند برعکس بجای اینکه یک اثر بد ببیند اثرهای خوب میبیند، یعنی نعمتها بیشتر بر او میبارد، باب نعمت بیشتر به روی او باز میشود، هیچ اثر بد ظاهری نمیبیند. آیا این از باب این است که کار بد اثر بد ندارد؟ نه، اثر بد دارد، ولی به دلیل اینکه او چنین شایستگی نداشته است، کار بد میکند، باب نعمت بیشتر به روی او باز میشود؛ بدتر میکند و باز باب نعمت بیشتر به رویش باز میشود. میرسد به آنجا که دیگر پیمانهاش پر میشود، یک وقتی به سراغ او میآیند که دیگر هیچ