مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٩ - وضعیت زن مرضعه
رحم دارد. بچهای که بچه این مرد است و نفقه آن بچه بر عهده این پدر است نه بر عهده این مادر، الآن دارد از وجود این زن تغذی میکند، پس تا وقتی که این زن به این وضع هست حتماً مرد باید زندگیاش را متکفل شود، چون بچه او در رحمش هست، خواه قابل رجوع باشد و خواه نباشد. این است که این را جداگانه ذکر فرموده است: وَ انْ کنَّ اولاتِ حَمْلٍ فَانْفِقوا عَلَیهِنَّ حَتّی یضَعْنَ حَمْلَهُنَ. گفتیم این ملاک دیگری دارد.
وضعیت زن مرضعه
بعد مسأله مُرضِعَه در کار میآید. حال اگر وقتی که زن را طلاق دادند قبلًا وضع حمل کرده و اکنون دارد بچه شیر میدهد، تکلیف چیست؟ آن حالت اجبار و جبر [در کار نیست،] چون تا زن حامله بود بچه الزاماً از همین زن باید تغذی کند، راه دیگری برایش وجود ندارد، پس الزاماً خود آن زن باید بر نفقه این مرد باشد؛ ولی زن مرضعه یعنی زنی که بچه شیرده است چطور؟ اینجا الزامی نیست که تغذی بچه از شیر مادر باشد و نگهدارش هم مادر باشد (در زمان حمل نگهدارش هم بود) یا به زن دیگری (دایه) بدهند. الزام نیست ولی اولویت هست، و اولویت به این معناست که آن کسی که باید متعهد مخارج نگهداری و عهدهداری این بچه بشود مرد است، ولی زن برای نگهداری اولویت دارد، یعنی اگر گفت: من نگه میدارم، باید به او بدهیم و آن مزد و اجری که باید بگیرد (چون بچه او را دارد شیر میدهد و نگه میدارد) در حد معمولی و متعارف دریافت کند؛ یعنی اگر یک زن بیگانه بخواهد دایه باشد و شیر بدهد و نگه دارد، چقدر حق دارد مزد بگیرد، اینجا هم مادر حق دارد آن مقدار مزد بگیرد؛ و تا مادر هست به دیگری نمیرسد، حق حضانت با مادر است، مگر اینکه مادر بگوید: اصلًا من نمیخواهم، بچهات مال خودت؛ یا مادر دست بالا را بگیرد، از حد متعارف بیشتر [مطالبه کند؛] یعنی اجرتالمثل این مقدار است، او بالاتر از آن را میگوید، که اینجا مادر میخواهد ضرری به پدر برساند. اگر مادر اضافه از حق خودش بخواهد، بچه را از مادر میگیرند و به فرد دیگر میدهند.
«فَانْ ارْضَعْنَ لَکمْ» اگر اینها به سود شما شیر بدهند (این کلمه «ارْضَعْنَ لَکمْ» عجیب است، نمیفرماید: «انْ ارْضَعْنَ اوْلادَهُنَّ» اگر بچههایشان را شیر بدهند. معلوم است،