مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨١ - اذن الهی در نظام تشریع
کنار این امر، امر دیگری هست و آن این است که خدای متعال در مسائل خصوصی و جزئی، یعنی در مسائل اجرایی، به پیغمبر حق امر و نهی داده است و بر مردم واجب است که امر و نهی او را اطاعت کنند. این است که میفرماید:«وَأطیعُوا اللَّهَ وَأَطیعُوا الرَّسولَ» امر خدا را اطاعت و پیروی کنید و امر پیغمبر را.
در اینجا دو احتمال هست: یکی اینکه بگوییم مقصود از اطاعت رسول همان اطاعت خداست در آنچه که خدا دستور داده است، چون پیغمبر هیچ چیزی را از ناحیه خود نمیگوید. هرآنچه شما در دستورات دین عمل کنید، هم عمل به دستور خداست و هم عمل به گفته پیغمبر است.
بعضی از مفسرین به گونه دیگری گفتهاند و درست هم هست و از آیات دیگر قرآن هم این مطلب استنباط میشود. گفتهاند مسأله اطاعت خدا در قوانین دینی و مسأله اطاعت پیغمبر در مسائل اجرایی است. مثلًا «جهاد کنید» امر خداست. بسیار خوب، میخواهیم جهاد کنیم. پیغمبر تعیین میکند که مثلًا اسامه امیر جیش باشد و زید و عمرو و بکر باید با جیش اسامه همراه شوند. این قانون کلی الهی نیست، مربوط به امر جزئی و شخصی است، ولی این هم مانند آن قانون کلی اطاعتش واجب است. خدا او را «ولی امر مسلمین» قرار داده است و اطاعت امر ولی امر مسلمین واجب است. در مقام تشبیه مثل این است: دستور خدا این است که اطاعت امر والدین واجب است. اگر والدین شخص، او را از یک سفر مباح نهی کنند، آیا رفتن به این سفر مخالفت خداست یا مخالفت والدین؟ مخالفت والدین است، ولی چون مخالفت والدین است، مخالفت خدا هم هست، زیرا خدا امر کرده است که اطاعت امر والدین واجب است. درست است که خدا مستقیم نگفته است که این مسافرت را نرو، دستور مستقیم خدا این نیست، دستور مستقیم خدا این است که اطاعت والدین واجب است، ولی دستور غیرمستقیم خدا این است که رفتن به این سفر حرام است. چون والدین اینچنین امر میکنند، قهراً این، امر خدا میشود.
«فَإنْ تَوَلَّیتُمْ فَإنَّما عَلی رَسولِنَا الْبَلاغُ الْمُبینُ» اگر اعراض کردید، پشت کردید و روی گرداندید (اطاعت نکردن را روگرداندن میگویند) و امر خدا و رسول را اطاعت نکردید، جبری در کار نیست. همانا آنچه بر رسول و فرستاده ماست ابلاغ و رساندن آشکار است.