مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٩٧ - گناه، موجب سنگینی و کسالت و کدورت
گناه، موجب سنگینی و کسالت و کدورت
أَثیم. إثم به معنی گناه است ولی بیشتر به اثر گناه نظر دارد. یک وقت ما میگوییم عاصی. عاصی یعنی عصیانگر، متمرّد، کسی که امر خدای خودش را تمرّد کند (عاصی در اصطلاح قرآن). این کلمه بیشتر از این نمیفهماند که امر خدا را تمرد کرده است. ولی اگر بگوییم مذنب، مذنب از ماده ذَ نَب است. ذَ نَب یعنی دُم و دنباله.
قرآن در مورد کارهای خیر یک تعبیر دارد و در مورد کارهای شر تعبیر دیگری دارد و این خودش [شامل] یک نکته بسیار دقیق علمالنفسی و روانشناسی روحی و معنوی است و آن این است که کار خیر به انسان نیرو میدهد و سنگینی او را برطرف میکند، انسان را چالاک میکند، به انسان قدرت و بال میدهد. هر چه انسان در کار خیر بیشتر وارد شود روحش سبکبارتر و سبکبالتر و قدرتمندتر میشود، مثل اینکه پا برای رفتن بیشتر پیدا میکند و بال برای پرواز پیدا میکند.
برعکس، کار شر بار برای انسان درست میکند. با هر گناهی مثل اینکه یک چیزی روی دوش انسان میگذارند؛ قدرت تحرک را از انسان میگیرد.
و لهذا در قرآن به گناه میگوید وِزْر، یعنی بار:«لِیحْمِلوا اوْزارَهُمْ» [١] این بارهای سنگینشان را باید در روز قیامت به دوش خود حمل کنند؛ و تعبیرات دیگری از این قبیل.
یکی از تعبیرات، خود همین «ذنب» است که از ماده «ذَنَب» است. ذَنَب یعنی دُم. هر گناهی گویی یک دُم برای انسان درست میکند، یعنی برای انسان دنباله درست میکند. این باز اشاره به جنبه دیگری است که چگونه گناهان، انسان را سنگین میکند و جلوی تحرک انسان را میگیرد. کار خیر به انسان نیرو میدهد. در مقام تشبیه به بدن مثال میزنیم (البته مربوط به روح است). انسان بدنی دارد فرض کنید شصت کیلو؛ نیرویی هم دارد که با همین بدن میتواند با سرعتِ چقدر بدود، با همین بدن میتواند چقدر کوهنوردی کند. یک وقت چیزی بر نیروی بدنیاش میافزاید، قهراً بر قدرت دویدن و تحرکش میافزاید؛ و یک چیز ممکن است بر عکس از نیروی بدنی او بکاهد از باب اینکه بر وزن بدن میافزاید؛ مثل اینکه باری را روی دوشش بگذارند، بگویند این شش کیلو بار همیشه روی دوش تو
[١]. نحل/ ٢٥.