مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٥ - « سابقین » چه کسانی هستند؟
هذِهِ». از قوم موسی نقل میکند وقتی که نیکی و خیری به آنها میرسید میگفتند این دیگر استحقاق خود ماست «وَ انْ تُصِبْهُمْ سَیئَةٌ» احیاناً اگر یک بدی به ایشان میرسید «یطَّیروا بِموسی وَ مَنْ مَعَهُ» [١] میگفتند از شئامت این موسی و همراهانش است. از آیات قرآن این مطلب کاملًا استفاده میشود که شومی یعنی شئامت به معنای یک امر ذاتی شخص نیست که بگوییم کسی در سرشتش شوم آفریده شده است، یا شئامت شخص در امور خارج از وجودش نیست که بگوییم فلان کس برای من شوم است، این اسب برای من شوم بود، این زن برای من شوم بود؛ آن زن بگوید این شوهر برای من شوم بود، این بچه من اصلًا بچه شومی است؛ از این حرفهایی که بشر همیشه وقتی میخواهد از مسؤولیت خودش بگریزد و نمیخواهد خودش را مسؤول بدبختی خودش بشناسد میرود به سراغ اشیاء دیگر، به سراغ زمان، به سراغ مکان، به سراغ افراد، به سراغ حیوانات: این حیوان شوم است، این انسان شوم است، این بچّه شوم است، این زن شوم است، این زمان شوم است، این مکان شوم است، روزش چنین بوده، شبش چنین بوده، ساعتش چنین بوده است. بنابراین «اصْحابُ الْمَشْئَمَة» با «ظالِمٌ لِنَفْسِهِ» تطبیق میشود. در اینجا فرموده «یارانشومی»، در جای دیگر فرموده «آنهایی که به خود ستم کردهاند». پس شومیشان از این پیدا شد که اعمالشان بد بوده.
«وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ» و قومی هم هستند حدّ وسط، بین «ظالِمٌ لِنَفْسِهِ» و آن دسته دیگر. «وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَیراتِ» و یک دسته دیگر هستند که پیشی گرفتهاند به خیرات؛ خیرات را با خود بردهاند. در اینجا هم اینجور آمده است: «فَاصْحابُ الْمَیمَنَةِ ما اصْحابُ الْمَیمَنَةِ. وَ اصْحابُ الْمَشْئَمَةِ ما اصْحابُ الْمَشْئَمَةِ. وَالسّابِقونَ السّابِقونَ» اما «پیشیگیرندگان» در شأنشان همین کافی است که بگوییم پیشیگیرندگان هستند.
«اوُلئِک الْمُقَرَّبونَ» آنها هستند مقرّبان، یعنی نه اصْحابُ الْمَیمَنَةِ؛ اصْحابُ الْمَشْئَمَة که به جای خود. «مقرّبان» هر گاه در قرآن اطلاق شود- که یک بار دیگر در آخر همین سوره واقعه باز نامی از مقرّبان برده خواهد شد- همانها هستند که ما آنها را «سابقان» مینامیم.
[١]
. اعراف/ ١٣١.