مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٩٢ - تعبیر ابن سینا
تعبیری عالی است آن حدیث معروف که پیغمبر اکرم فرمود (در کلام امیرالمؤمنین هم هست): مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ عَرَفَ رَبَّهُ هرکسی که خود را بشناسد خدای خود را میشناسد. مثالی عرض کنم: این چگونه است که انسان تا زنده است، تا این نیروی حیاتی، این روح در او هست این اندام یک نظامی دارد و این نظام را بیست سال، شصت سال، نود سال حفظ کرده؛ چشم سر جای خودش، ابرو سر جای خودش، بینی سر جای خودش، قلب سر جای خودش کارش را منظم و مرتب انجام میدهد؛ تا این موجود میمیرد فوراً تمام اینها شروع میکنند به متعفن شدن و متلاشی شدن و اندامْ خود را وا میگذارد. این عناصری که در آن هست- هوا، آب، اکسیژن، هیدروژن- هرکدام راه خودش را پیش میگیرد و بدن تجزیه میشود، هر عنصری به جای خودش میرود و به [همنوع] خودش ملحق میشود، گویی هیچ چیزی نیست. این چگونه است که این بدن شصت سال هفتاد سال هیچ دست به ترکیبش نمیخورْد، انگشتها وضع خودش را حفظ میکرد، رگها و غیر آنها وضع خودشان را حفظ میکردند، [ولی اکنون چنین نیست؟ علت آن این است که] آن نیروی نظامدهنده وجود ندارد.
تعبیر ابن سینا
میدانیم که بوعلی، هم فیلسوف درجه اول بوده هم طبیب درجه اول؛ و متأسفانه نقاط ضعفی در زندگی او وجود داشته است. یکی اینکه بسیاری از وقت خودش را صرف وزارت و امثال آن کرد و «وقتی» مثل وقت او خیلی حیف بود که صرف وزارت بشود، آنهم وزارتهای آنچنانی، یک آدمی که میتوانست در [زمینه] فکر خیلی خدمات جاویدان انجام بدهد. دیگر اینکه مردی بوده که علیرغم توصیههای خودش کم و بیش اهل عیش و عیاشی بوده است. همین دو چیز سبب شد که این مرد که مزاجی فوقالعاده قوی داشته [عمر کوتاهی داشته باشد.] آدم خارقالعادهای است. شاگردانش نوشتهاند مزاجش خیلی قوی بود، اندامش خیلی زیبا بود، مرد بسیار زیبایی بود، حافظه بسیار قوی و هوش خارقالعادهای داشت.
همه عمر این آدم پنجاه و چهار الی پنجاه و هفت سال بوده و از این بیشتر نبوده است.
یک زندگی پرماجرای پرگرفتاری داشته است. در جوانی پدرش میمیرد، بعد