مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧٧ - خواندن، اولین کلمه قرآن
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّک الَّذی خَلَقَ. خَلَقَ الْانْسانَ مِنْ عَلَقٍ. اقْرَأْ وَ رَبُّک الْاکرَمُ. الَّذی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ. عَلَّمَ الْانْسانَ ما لَمْ یعْلَمْ [١].
این، آغاز قرآن و آغاز وحی است، دیباچه وحی است. اولین خطاب به پیغمبر اکرم این است که «بخوان». اقْرَأْ یعنی بخوان، و اساساً قرائت به معنی خواندن یک متن است، یعنی تا یک شئ حالت اولیهاش حالت مکتوب نباشد به آن قرائت نمیگویند؛ پس حرفزدن قرائت نیست، ولی اگر یک متن محفوظ را بخوانند، چه از رو و چه از بر، این را قرائت میگویند. مثلًا میگویند این کتاب را قرائت کن، حال یا از بر و یا از رو. به هر حال یک متن تدوینشده تنظیم شده قبلی را خواندن، چه از رو و چه از بر، آن را قرائت میگویند؛ والّا مطلق حرف زدن را قرائت نمیگویند. یک سخنران که دارد از پیش خودش سخن انشاء میکند، نمیگویند دارد قرائت میکند.
به پیغمبر اکرم میفرماید:«اقرأ» بخوان، که در آن حدیث معروف آمده است که فرمود:«ما ا نَا بِقارِی» من که نمیتوانم بخوانم. دوباره آن فرشته به او گفت:«اقْرَأْ».
فرمود در بار سوم در قلبم چیزهایی را نقششده دیدم که از آنجا دارم میخوانم، که این در واقع همان اتصال قلب مبارک پیغمبر اکرم است به الواح عالیه آسمانی، چون از روی آنها دارد میگیرد، و لهذا به آنها کتاب و لوح محفوظ گفته شده است.
نزدیکترین تعبیری که ما در محسوسات داریم، همین تعبیر قرائت و کتاب است.
پس اولین کلمهای که قرآن با آن شروع میشود کلمه خواندن است.
«اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّک الَّذی خَلَقَ. خَلَقَ الْانْسانَ مِنْ عَلَقٍ» بخوان به نام پروردگار آفرینندهات، انسان را از علق (خون بسته یا حیوان زالوشکل) آفرید. دومرتبه کلمه «اقْرَأْ» تکرار میشود و میفرماید:«اقْرَأْ وَ رَبُّک الْاکرَمُ» بخوان و پروردگار تو کریمترین است. نمیفرماید: وَ رَبُّک الْکریم. اینجا وقتی میخواهد لطف و عنایت پروردگار را بر بشر ذکر کند به صورت اکرمیت ذکر میکند که افعل التفضیل است.
«الَّذی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ» آن پروردگار اکرمی که این نعمت را به بشر داد که قلم به دست گرفتن را به بشر آموخت، یعنی بشر است و قلم به دست گرفتن.
[١]. علق/ ١- ٥.