مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٨٧ - استعجال به عذاب
کلمه حرف نمیزنم. (معلوم میشود در عین حال به پیغمبر و وحی پیغمبر اعتقاد داشت.) این جمله را که شنید دیگر طاقت نیاورد؛ از خدمت پیغمبر اکرم بلند شد، گفت: خدایا اگر مسأله این است، ما را دیگر زنده نگذار، یک سنگ از آسمان بفرست. بعد هم طولی نکشید که حادثهای نظیر همان حادثه برایش پیش آمد، سنگی آمد و از بین رفت.
سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ طلب کرد طلبکنندهای یک عذاب واقعشدهای را، همان استعجال به عذاب، نه برای خودش تنها، برای همه کافران. قرآن میگوید عجله نکنید، آنچه که حالا میخواهید، وجود دارد، هست؛ و لهذا میفرماید: بِعَذابٍ واقِعٍ آن عذاب را تو واقعشده بدان، در آن شک نکن. لَیسَ لَهُ دافِعٌ هیچ قدرتی نمیتواند آن را دفع کند. بعد میفرماید: مِنَ اللَّهِ ذِی الْمَعارِجِ ممکن است درباره مِنَ اللَّه بگوییم یعنی این عذاب از ناحیه خداست. کأ نّه چون از ناحیه خداست دیگر هیچ قدرتی نمیتواند آن را دفع کند. آن جمله دعای کمیل که میفرماید:«وَ هذا ما لاتَقومُ لَهُ السَّمواتُ وَ الْارْضُ لِأنَّهُ لایکونُ الّا عَنْ غَضَبِک وَ سَخَطِک» مضمونش همین است:
تمام آسمان و زمین تاب مقاومت او را ندارد برای اینکه نیست جز غضب تو و سخط تو. بعضی مفسرین «مِنَ اللَّه» را به «دافِعٌ» برگرداندهاند. در این صورت معنای آیه این است که از ناحیه خدا این عذاب دفع نمیشود؛ یعنی اگر کسی بخواهد دفع کند جز خدا کسی نیست، خدا هم آن را دفع نمیکند، سنت قطعی و قضای حتمی الهی است و برگشتنی نیست.
در اینجا درباره خدای متعال کلمه بسیار پرمعنایی آمده است: مِنَ اللَّهِ ذِی الْمَعارِجِ از ناحیه اللَّه، صاحب پلّهها و درجات قرب. «مَعرَج» از «عروج» است.
معرج یعنی محل عروج و بالا رفتن. [خدای صاحب معارج] یعنی او محلها و مقامات در نزد خود برای بالا رفتن دارد، پلهها و درجات دارد، که به این معنا در قرآن زیاد آمده است، از جمله آیه «رَفیعُ الدَّرَجاتِ ذُوالْعَرْشِ» [١]. یا درباره مؤمنین دارد: هُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ اللَّهِ [٢]. همچنین: یرْفَعِ اللَّهُ الَّذینَ امَنوا مِنْکمْ وَ الَّذینَ اوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ [٣]. مسألهای که اینجا باید توجه کرد- و در مقالهای راجع به «ولاءها و
[١]. غافر/ ١٥.[٢]. آلعمران/ ١٦٣.[٣]. مجادله/ ١١.