مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥١ - توضیحات تاریخ و حدیث
عمر مقدمهای برای ابنعباس ذکر میکند، میگوید: ما زمانی که در مکه بودیم بر زنهایمان مسلط بودیم، زنهایمان در مقابل مردها جرأت نداشتند. خلاصه آنجا مردسالاری حاکم بود، زنها خیلی زبون و ذلیل بودند. در مدنیها قضیه برعکس بود، زنهایشان بر آنها مسلط بودند و آن اطاعتی را که زنهای مکه از شوهران داشتند، نداشتند و روزی من دیدم که زن خودم به روی من برگشت (عمر با آن خشونتش زنش به روی او برگردد، دیگر خیلی کار مشکل است). من حرف زدم، دیدم به من حمله کرد و چند و چون کرد. گفتم: عجب! این اخلاق زنهای مدینه اخلاق شما را فاسد کرده؛ در مقابل من اینجور حرف میزنی؟! گفت: زنهای پیغمبر هم با پیغمبر همینطور حرف میزنند. گفتم: راست میگویی؟ گفت: بله. گفتم: وای به حال دخترم حفصه. بعد آمدم به مدینه نزد دخترم، گفتم: دخترم! شنیدم که شما پیغمبر را اذیت میکنید و چنین حرفهایی میزنید، مثلًا با پیغمبر تندی میکنید و گاهی قهر میکنید. این کار را نکن، این کار برایت خطر دارد.
اما داستانی که او نقل کرده است این است که میگوید: من خانهای داشتم در اوالی مدینه یعنی بالاشهر مدینه [١]. همسایهای داشتم و چون راه دور بود ما نمیتوانستیم هر روز به مرکز مدینه و مسجد مدینه و خدمت پیغمبر برویم. با آن همسایه نوبت گذاشته بودیم، یک روز او میرفت، تا غروب در شهر بود و برمیگشت و تمام خبرها را برای من میگفت؛ یک روز من میآمدم و خبرها را به او میدادم. در آن ایام خبرهایی که به ما میرسید خبرهای وحشتناکی از شمال بود (یعنی از قسمت غسّانیها که در سوریه فعلی بودند) [٢]. خبرهایی میرسید که غسّانیها دارند مجهز میشوند، اسبهایشان را نعل میبندند و برای حمله به مدینه آماده میشوند. آنها خیلی نیرومند بودند و شوخی نبود. مرتب خبرهای وحشتناک
[١]. بالاشهر مدینه قسمت جنوب شرقی مدینه است، آنجا که الآن نُخاوله هستند. مدینه باغ و باغستانداشته، یعنی یک قسمت خود شهر بوده است، که در ابتدا حصار هم داشته، آن خیلی محدود و همان اطراف مسجدالنبی بوده است، ولی مردم مدینه باغدار بودند و باغهای زیادی داشتند و خانههایی در باغها بود که آنها با خود شهر مدینه فاصله داشت. عمر خانهای در اوالی داشته است، تقریباً در خارج شهر مدینه که با مدینه فاصله داشته است.[٢]. بنیغسّان سلسلهای بودند از ملوک عرب ولی تحتالحمایه رومیها که قبلًا هم جنگ موته میانمسلمین و آنها واقع شد و جناب جعفربن ابیطالب در آنجا کشته شد. غزوه تبوک پیغمبر اکرم هم که در آن جنگی صورت نگرفت برای همینها بود. منطقه آنها تقریباً صد فرسخ با مدینه فاصله دارد.