مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٤١ - تفسیر اوّل
ضعف کند و در طرف احساس پیروزی، مرتب بر عقده و خشمش افزوده میشود.
کفار در مقابل پیغمبر اکرم دچار چنین حالتی بودند. هر روز میدیدند نسبت به روز قبل یک چیزی به اصطلاح باختند و پیغمبر برده است، یعنی میدیدند که مردم به سوی پیغمبر گرایش دارند و از گروه اینها دور میشوند. بعلاوه وقتی در مقابل یگانه ابزار پیغمبر اکرم که قرآن مجید بود قرار میگرفتند دنبال یک عیب و عیبجویی بودند، ببینند آیا میتوانند جایی از آن را عیب بگیرند، بگویند فلان آیه اگر خیلی زیباست استثنائی است؟ میدیدند هر آیهای که نازل میشود از آیه قبل جذابتر و شیرینتر و زیباتر است. این بود که وقتی آیات قرآن را میشنیدند، همان احساس لطافت و فصاحت و زیبایی و علوّ، مساوی بود با بالا رفتن درجه خشم آنها. در همان حالی که آیات قرآن را گوش میکردند و چشمهایشان به پیغمبر بود (گوشهایشان آواز پیغمبر را میشنید که آیات قرآن را میخواند و چشمهایشان به صورت پیغمبر نگاه میکرد) آنچنان خشم بر خشم اینها افزوده میشد که میخواستند با چشمهایشان پیغمبر را بکوبند؛ مثل اینکه میگوییم فلانکس با چشمهایش میخواهد من را تیر بزند.
اغلب مفسرین آیه را اینطور تفسیر کردهاند، گفتهاند کنایه است.«وَ انْ یکادُ الَّذینَ کفَروا لَیزْلِقونَک بِابْصارِهِمْ لَمّا سَمِعُوا الذِّکرَ» یعنی اینها وقتی که چشمشان به صورت توست و گوشهایشان به آواز تو، و تو داری قرآن را میخوانی، آنچنان خشم بر خشمشان میافزاید که با چشمهایشان میخواهند تو را تیر بزنند. آن وقت مفاد آیه صرفاً کنایه است از کمال و شدت خشمی که مخالفین دارند. انسان وقتی که چنین خشمی گرفت و هیچ توجیه و منطقی برای خودش پیدا نکرد، دست به یک تهمتهای احمقانه میزند که رهایش کنید، یک آدم جنزده و دیوانه است؛ آدمهای جنزده و دیوانه گاهی یک کارهای خارقالعادهای انجام میدهند: وَ یقولونَ انَّهُ لَمَجْنونٌ.
حال جواب قرآن چیست؟ میگوید: کار جن و شیطان که نمیتواند اثرش بیداری جهان باشد. (جواب را ببینید، عجیب است!) قرآن نمیگوید: «وَ ما هُوَ الّا مِنْ رَبِّ الْعالَمینَ» چون در این صورت صرفاً یک مدعا بود (آنها میگفتند که آنچه این میگوید القاء شیاطین است، قرآن ممکن بود جواب بدهد خیر، القاء خداست) بلکه معیار را ذکر میکند برای آن چیزی که از ناحیه خداست یا از ناحیه جن و شیطان