مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٧ - نیروی حیات، حاکم بر قوانین عالم
مثل یک قطار (البته در مقایسه با مرکوبهای دیگر خودمان) که در حالی که دارد حرکت میکند، شما در آن حرکت میکنید. یک هواپیما در یک شرایط خاصی، وقتی که روی خط افقی حرکت میکند، انسان حس نمیکند که اصلًا حرکت میکند؛ شما در آن حرکت میکنید در حالی که آن هم حرکت خودش را دارد انجام میدهد.
گفتهاند این (تشبیه زمین به ذلول) اشاره به حرکت زمین است.
ءَ أَمِنْتُمْ مَنْ فِی السَّماءِ انْ یخْسِفَ بِکمُ الْارْضَ فَاذا هِی تَمورُ. امْ امِنْتُمْ مَنْ فِی السَّماءِ انْ یرْسِلَ عَلَیکمْ حاصِباً فَسَتَعْلَمونَ کیفَ نَذیرِ.
نیروی حیات، حاکم بر قوانین عالم
بعضیها خیال میکنند که وضع موجود در طبیعت، یک وضع صددرصد مکانیکی و صددرصد ریاضی است، یعنی یک امری است که خلاف آنچه الآن وجود دارد ممکن نیست و محال است، همینطور که «پنج پنج تا بیست و پنج تا» و فرض اینکه پنج پنجتا بیست و شش تا یا بیست و چهارتا باشد، فرض یک امر محال است.
ولی این فلسفه یک فلسفه مردودی است. خیر، عوامل مکانیکی بر جهان حکمفرما هست ولی عوامل دیگری هم بر جهان حکومت میکند. مثل این است که بر بدن ما عواملی که با فرمول ریاضی حکمفرماست وجود دارد، مثلًا قوه ثقل، قوه جاذبه. این قوه جاذبه یک قوهای است که طرز عملش نظیر طرز عمل امور ریاضی است؛ یعنی اگر جرم بدن ما فلان مقدار و فاصلهمان تا مرکز زمین فلان مقدار باشد حتماً ثقل و سنگینی معینی داریم که از آن حد نه یک ذرّه بیشتر است نه یک ذرّه کمتر. از نظر اقتضای قوه جاذبه زمین، ما اگر روی سقف باشیم و پایمان را کنار پشتبام بگذاریم فوراً میافتیم. و اگر در عالم، قانونی غیر از این قانون نمیبود همین بود. ولی عوامل دیگری هم غیر از این قوانین وجود دارد. سادهترینش قوانین حیات است. (قوانین حیات را گاهی میخواستند بر همین اساسهای مکانیکی توجیه کنند ولی قابل توجیه نیست.) همین موجودات که محکوم این قوانین هستند، همینقدر که نیروی حیات بر اینها مسلط شد، نیروی حیات بر اینها حکومت میکند (آن قانون به جای خودش خاصیتش را دارد و تخلف نشده است) یعنی [نیروی حیات] یک نیروی فوق نیرو است. مثلًا وقتی که شما یک نهال را در زمین