مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٩٠ - حدیث قدسی
نیست ولی انجام میدهد، قهراً ارزش بالاتری را دارد. مثلًا در عبادات بدنی، انسان نماز صبح را میخواند به دلیل اینکه واجب است؛ همینطور نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء. ولی نوافل واجب نیست. خواندن نوافل حکایت میکند از یک نوع لطافت روحی و علاقهای که از ناحیه بنده به عبادت است، یعنی صِرف ترس از ترک و عقابش نیست، چون ترکش اشکال ندارد.
در عبادات مالی هم همینجور است. فرض کنید که زکاتی، خمسی، زکات فطرهای بر انسان واجب است؛ به حکم اینکه واجب است انسان میدهد. این از یک نظر خیلی مهم است و خیلی مهمتر هم هست، ولی از یک نظر دیگر آن کسی که به صورت تنفّل، یعنی به صورت یک امر استحبابی، زائد بر آنچه بر او واجب است انفاق میکند، کار او یک ارزش بیشتر و والاتری دارد. انسانی که از خدای متعال انتظار تفضل دارد نباید به واجبات قانع باشد.
یک وقتی شخصی- خدا او را بیامرزد؛ البته مرد متشرعی بود در حدی که واجباتش را به دقت عمل میکرد- گفت من یادم نمیآید که در همه عمرم یک قران به یک فقیر داده باشم که بر من واجب نباشد. در حدی که بر من واجب بوده دادهام اما اگر چیزی بر من واجب نبوده ندادهام. من تاکنون دهشاهی که بر من واجب نباشد به کسی ندادهام. گفتم که به همین دلیل هیچ وقت نباید انتظار تفضل حق را داشته باشی. پس تو میخواهی با خدا اینجور معامله کرده باشی. اگر خدا بخواهد به عدل خودش با تو رفتار کند [نباید خلاف انتظارت باشد.] تو وقتی که هیچ فضل نداری پس چطور انتظار تفضل از پروردگار داری؟! مَنْ لا یرْحَمْ لایرْحَمْ. کسی که- به تعبیر ما- احساس و عاطفه نداشته باشد و رحمت بر قلبش مستولی نباشد که یک وقت پولی را به یک مستحق بدهد نه به حکم اینکه واجب است و اگر ندهم خدا مرا عذاب میکند، بلکه به حکم اینکه کار خوب و خیری است و یک حسنه است، واجب نیست و معذلک من این کار خیر را انجام میدهم، چنین کسی چگونه انتظار تفضل را دارد؟!
لایزالُ الْعَبْدُ یتَقَرَّبُ الَی بِالنَّوافِلِ. (نفرمود بالفرائض) بنده من لایزال- یعنی استمراراً، پشت سر یکدیگر- به وسیله نوافل قدم به قدم به من نزدیک میشود حَتّی احِبُّهُ میرسد به مرحلهای که مشمول محبت من میشود.
همه بندگان مشمول محبت پروردگار هستند ولی گفتهایم که ما یک رحمت