مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٦ - نسب و سبب، تأثیری در سعادت یا شقاوت انسان ندارد
از خیانت- العیاذ باللَّه- فحشا نیست، این امر مسلّم است. به طور کلی خیانت را در مورد عهد و امانت میگویند. اگر فحشا را هم میگوییم خیانت چون برخلاف پیمان ازدواج است، ولی پیمانی که میان همسران بسته میشود منحصر به پیمان ازدواج نیست. زن و شوهری با یکدیگر قرار میگذارند، یکی سرّی به دیگری میگوید و بعد میگوید این را فاش نکن ولی او فاش میکند؛ این میشود خیانت. اینها به همسران خود خیانت ورزیدند؛ یعنی برخلاف پیمانی که با همسران خود بستند رفتار کردند.«فَلَمْ یغْنِیا عَنْهُما مِنَ اللَّهِ شَیئاً» با اینکه اینها به شرف همسری دو مرد بزرگ نائل آمده بودند، از این شرف همسری کاری ساخته نبود و به آنها گفته شد:
شما هم جزء داخلشوندگان آتش بفرمایید در آتش جهنم!
نسب و سبب، تأثیری در سعادت یا شقاوت انسان ندارد
اینجا یک نکته همین عطف آخر سوره است به اول سوره، و نکته دیگر یک اصل کلی است که در آیه بعد آمده است. قرآن یک اصل کلی بیان میکند که چقدر این اصل، اصل آموزندهای است و لازم است که ما و همه مسلمانها این اصل را در عمق قلب خود نفوذ بدهیم و آن این است که مسأله نسب و سبب کوچکترین تأثیری در سعادت یا شقاوت انسان ندارد. به قول سعدی از انسان میپرسند چیست عملت، نمیپرسند کیست پدرت، نمیپرسند کیست همسرت. قرآن میخواهد بگوید دنیا دار عمل است و آخرت دار پاداش و کیفر. یک زن وقتی به پروردگار خود وارد شود از او نمیپرسند که سرکار علّیه همسر کی هستی، تا او بگوید که من همسر پیغمبر آخرالزمان هستم. اینکه ده سال، بیست سال، سی سال همسر پیغمبر بودی و در یک فراش خوابیدی چه اثری در شخصیت و هویت تو، در روح و عقیده تو و در ایمان و عمل تو داشته است؟
نزدیکترین رابطهها، یکی رابطه همسری است، و دیگر رابطه پدر و فرزندی.
در همسری این آیه را مثال آورده است و در پدر و فرزندی داستان پسر نوح را در جای دیگر مثال آورده است. نه همسری در پاداش و کیفر اثر دارد و نه پدر و فرزندی. حتی وقتی که پدر به حکم مهر پدر و فرزندی، پسری را که مستلزم عقوبت است دعا میکند [شدیداً به او عتاب میکنند:]«یا نوحُ ... إنّی اعِظُک انْ تَکونَ مِنَ