مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٦ - تغییر مبدأ تاریخ در کشورهای اسلامی
است ماههایشان ماههای فرنگی و تاریخشان تاریخ مسیحی است. برای آنها اینکه الآن سال ١٣٥٤ شمسی و یا ١٣٩٧ قمری است مفهومی ندارد، آنها فقط سال ١٩٧٦ را میشناسند که مبدأ میلاد مسیح است.
البته این، کار بسیار زشتی است. مردم این شعارها را به جهت آثاری که در روح آنان میگذارد جزء فرهنگ میشمارند و حق هم دارند. امروزه در دنیا به یک سلسله مسائل که از بعضی جهات هیچ فرقی ندارد ولی از این نظر که عنصری از فرهنگ آن مردم است و در روحیه آن مردم اثر میگذارد و بلکه روحیه آنان را تشکیل میدهد، فوقالعاده اهمیت میدهند. اگر گفته شود مثلًا برای تعیین تاریخ یک نامه یا سند، ما همینقدر میخواهیم بدانیم که در چه روزی بوده است و بنابراین باید امری را مبدأ قرار داد، دیگر چه فرق میکند که مبدأ، میلاد مسیح باشد یا هجرت پیامبر؟ پاسخ این است که برای آن کار هیچ فرقی نمیکند اما از جنبههای دیگری فوقالعاده فرق میکند.
شما اگر سراغ همین فرنگیها بروید میبینید برای یک سنّت بسیار بسیار کوچک، خود را به کشتن میدهند. ببینید همین ایرانیهای خودمان برای اینکه سنتهای ایرانی و به قول خودشان فرهنگ ایرانی را بخواهند زنده کنند، کوشش میکنند کارهایی را که از اولِ اول خرافه محض بوده است زنده کنند، چون فکر میکنند که ملیت ایرانی را بدون اینها نمیتوان نگه داشت. مثلًا تخممرغ رنگ کردن در نوروز یک رسم ایرانی است. این کار با اینکه کار چرندی است ولی میگویند برای اینکه این رسم ایرانی و عمومی که همه مردم به آن خو گرفتهاند به صورت یک مشخِّص روحی ایرانی از غیر ایرانی باقی بماند این رسم تخممرغ رنگکردن در نوروز را نگذارید فراموش شود، آن را زنده نگه دارید. در مورد آتش شب چهارشنبه آخر سال- که نمونهای از آتشپرستیهای قدیم است که نه تنها چیز خوبی نیست بلکه خیلی چیز بدی هم هست- همین را میگویند فقط برای اینکه به قول اینها فرهنگ را (این فرهنگ، معنایش علم و فلسفه نیست بلکه به معنی سنت است) باید زنده نگه داشت. ولی همین آقایان وقتی که پای تاریخ به میان میآید میگویند حالا چه فرق دارد که ما مبدأ تاریخ را مبدأ مسیحی بگیریم یا مبدأ اسلامی؟!