مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٨٠ - پیغمبر صلی الله علیه و آله تسامح در امر دین نداشت
چون ما به عبادت و پرستش بتها انس داریم اجازه بده یک سالِ دیگر اینها را پرستش کنیم که به اصطلاح خوب سیر بشویم و یک شکمی از عزا در بیاوریم، بعد اینها را از بین ببر. دوم اینکه نماز که آدم بیفتد به خاک و سجده کند غرور ما را میشکند، این را هم از ما بردار. سوم اینکه موقعی که میخواهد بتها شکسته بشود به ما نگو [که این کار را انجام بدهیم،] خودتان بشکنید؛ یک کس دیگر را مأمور کن، ما حیفمان میآید. پیغمبر اکرم فرمود: اینها به اختیار من نیست. من یک ساعت هم نمیتوانم اجازه بدهم که این بتها باقی بماند و یک روز هم نمیتوانم به شما اجازه بدهم که مسلمان باشید و نماز نخوانید. بله، میگویید بتها را شما نمیخواهید بشکنید، من کس دیگر را میفرستم بشکند.
این است که این جور گذشتِ درباره دین، محال است پیغمبر داشته باشد.
پیغمبر نهایت درجه گذشت داشت ولی گذشت درباره خودش داشت نه گذشت درباره دین، یعنی تسامح در امر دین که یک جا بگوید این تکلیف را میتوانید انجام ندهید. چنین مسألهای به هیچ شکل وجود ندارد.
وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَینا بَعْضَ الْاقاویلِ. لَاخَذْنا مِنْهُ بِالْیمینِ. ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتینَ. اگر به فرض محال کوچکترین سخنی را بر ما ببندد، با یمین او را میگیریم (یمین یعنی دست راست. در زبان عربی، دست راست- چون قدرت همیشه در دست راست است- کنایه است از قدرت) یعنی به کمال قدرت او را میگیریم، بعد وَتین او را، رگ قلب او را میبُریم. فَما مِنْکمْ مِنْ احَدٍ عَنْهُ حاجِزینَ اگر بخواهد به سود شما چیزی را به ما ببندد آنوقت کسی از شما نیست که بخواهد مانع کار ما بشود.
تا اینجا تهدیدی است در مورد پیغمبر اکرم. دومرتبه به اصل مطلب برمیگردد:
وَ انَّهُ لَتَذْکرَةٌ لِلْمُتَّقینَ این شعر یا کهانت نیست، بیداری و تنبّه است. چیزی که ماهیتش بیدارکنندگی و آگاهانیدن باشد از مقوله شعر یا کهانت نیست. وَ انّا لَنَعْلَمُ انَّ مِنْکمْ مُکذِّبینَ ... با همه اینها ما خود میدانیم که گروهی از شما تکذیبکننده هستید و این قرآن حسرت است برای کافران، آنهایی که از فیضش محروم میمانند، و این قرآن حقِ یقین است؛ یقین است، آن حقِ یقین و خالص یقین. فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّک الْعَظیمِ.
پایان سوره به این جمله است: پس تسبیح کن به نام پروردگار عظیمت؛ به نام عظیم پروردگارت یا به نام پروردگار عظیمت. اینجا این سوره تمام میشود.