مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٩ - مسأله خدا نژادی
قرآن چنین استدلال میکند که شما اگر در ادعای خودتان که اولیاءاللَّه هستید راست میگویید پس مرگ را آرزو کنید:«فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ»؛ اگر راست میگویید مرگ باید برای شما مانند یک امر آرزویی باشد. در اینجا ابتدا ترجمه دو آیه بعد را عرض میکنم و بعد به توضیح استدلال قرآن میپردازم.
قرآن در ادامه میفرماید:«وَ لایتَمَنَّوْنَهُ ابَداً» ولی هرگز اینها آرزوی مرگ نخواهند داشت، چرا؟ «بِما قَدَّمَتْ أَیدیهِمْ» به موجب آنچه دستهایشان پیشفرستاده است. بعد میفرماید:«وَاللَّهُ عَلیمٌ بِالظّالِمینَ» خدا به ستمکاران آگاه است. معنای «بِما قَدَّمَتْ أیدیهِمْ» این است که خودشان میدانند چه پیش فرستادهاند، یعنی میدانند چه اعمالی مرتکب شدهاند و ضمناً میدانند که اگر انسان بمیرد بر همان اعمال خودش وارد میشود و آیندهاش به آنچه که قبلًا پیش فرستاده بستگی دارد.
خودشان میدانند و خدا هم به ستمکاران آگاه است. یک وقت است که انسان خودش میداند که چه کرده است ولی میتوان آن دستگاهی را که مراقبت میکند اغفال کرد ولی وقتی خدا مراقب باشد دیگر امکان اغفالکردن نیست.
بعد قرآن اشاره میفرماید که نه تنها مرگ برای اینها یک امر آرزویی نیست بلکه این کسانی که به زعم خود اولیاء اللَّه هستند و مدعی «نَحْنُ ابْناؤُ اللَّهِ وَ احِبّاؤُهُ» هستند خیلی هم از مرگ فرار میکنند و میترسند. به آنها بگو: چه فایدهای از فرار؟
این مرگی که شما از آن فرار میکنید ملاقی شما خواهد بود و یک روز با شما روبرو خواهد شد و فرارکردنی نیست (ملاقی یعنی ملاقاتکننده، روبرو شونده). این خود مرگ. اما بعد از مرگ خواهناخواه بازگردانده میشوید به آن حقیقتی که دانای غیب و شهادت است؛ آن کسی که آنچه ظاهر کردهاید میداند و آنچه هم که مستور و مخفی کردهاید میداند. او در موقع حسابرسی- که به خود شخص افهام میشود که چه کرده است- شما را به آنچه عمل میکردید خبر خواهد داد. این ترجمه آیات.
شبیه این آیه که «یا ایهَا الَّذینَ هادوا انْ زَعَمْتُمْ انَّکمْ اوْلیاءُ للَّهِ مِنْ دونِ النّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ انْ کنْتُمْ صادِقینَ» آیهای است در سوره مبارکه بقره:«قُلْ إنْ کانَتْ لَکمُ الدّارُ الْاخِرَةُ عِنْدَاللَّهِ خالِصَةً مِنْ دونِ النّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إنْ کنْتُمْ صادِقینَ» [١]. آنها ادعای بالاتر داشتند، میگفتند اساساً خدا خانه آخرت را برای ما ساخته است، به مردم دیگر مربوط
[١]. بقره/ ٩٤.