مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧١٣ - نظر زمخشری
اگر بدی به او برسد بسیار جزع کننده و بسیار مضطرب و نگران است؛ با رسیدن یک شر جزع فراوان میکند. وَ اذا مَسَّهُ الْخَیرُ مَنوعاً اما اگر خیر، چیزی که فایدهای برای او دارد، به او برسد منوع است یعنی به آن میچسبد و آن را رها نمیکند و به دیگری نمیدهد. مفسرین گفتهاند که این دو جمله «اذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزوعاً. وَ اذا مَسَّهُ الْخَیرُ مَنوعاً» تفسیر کلمه هَلوعاً است.
«هلوع» با «حریص» این مقدار تفاوت دارد که این خصوصیت را بیان میکند:
هلوع یعنی کسی که در شر و در خیر این اندازه حساسیت دارد. در این آیه دو حساسیت بیان شده است: یک حساسیت انسان در موقع رسیدن ضرر و زیان و یک حساسیت دیگر در موقع رسیدن سود و نفع. مسألهای که برای مفسرین مطرح است این است که آیا آیه در مقام ذمّ انسان است یا در مقام مدح انسان؟ اکثر گفتهاند آیه در مقام ذمّ انسان است برای اینکه میخواهد مسأله حرص انسان و حریص بودن انسان را انتقاد کند. بعد مسأله دیگر طرح شده است که: آیه به صورت انَّ الْانْسانَ خُلِقَ هَلوعاً است؛ یعنی بحث خلقت انسان است که انسان این جور خلق و آفریده شده است. در واقع سرشت و حالت اولیه انسان را بیان میکند نه حالت اکتسابی؛ آنگاه مذمت، دیگر معنا ندارد. وقتی که بحث درباره اصل خلقت انسان است که انسان به حسب خلقت، حساسِ نسبت به خیر و حساسِ نسبت به شر آفریده شده است، آنگونه حساسیت نسبت به شرور و اینگونه حساسیت نسبت به خیرات، آیا این معنی دارد که خداوند متعال که خودش خالق انسان است وقتی انسان را از نظر وضع خلقت توصیف میکند در مقام مذمت باشد؟ این اشکالی است که در اینجا مطرح بوده است.
نظر زمخشری
بعضی از مفسرین مثل زمخشری آمدهاند آیه انَّ الْانْسانَ خُلِقَ هَلوعاً را به یک نوع مجاز و استعاره حمل کردهاند، گفتهاند که مقصود آیه این نیست که انسان به حسب اصل خلقت و واقعاً به حسب اصل فطرت اینجور آفریده شده است؛ انسان به حسب اصل خلقت و اصل فطرت اینگونه آفریده نشده ولی نظر به اینکه انسانها در عمل غالباً- که خود قرآن هم استثنا میکند- اینچنین از آب در میآیند قرآن میگوید مثل این است که اینها اصلًا این جور خلق شده و به دنیا آمدهاند؛ چنانکه